52
توسل به چه معناست ؟
توسل در لغت، به معناي تمسك جستن به وسيلهاي براي نيل به مقصود است. از آن جا كه خداوند، جهان هستي را بر اساس نظام اسباب و مسببات قرار داده است و فيض خود را تنها از طريق مجاري و اسباب اعطا ميكند أبي الله ان يجريالاشياء الاّ بالاسباب ، (بحارالانوار، ج 2، ص 90). انسان براي رسيدن به مقصود خويش، بايد به اسباب و وسايط متوسّل شود؛ مثلاً اگر بخواهد زمين خشك و بايري را تبديل به مزرعهاي سر سبز و يا باغي آباد كند، بايدزمين را شخم بزند، نهال يا دانه و بذر درون زمين بكارد، به موقع كود و آب بدهد، به اندازه لازم سم پاشي كند و... اگر ميخواهد به طبقه دوم يا سوم يك ساختمان برسد، بايد از پلههاي آن بالا رود، يا سوار آسانسوز يا پله برقي شود و همينطور در ساير كارهاي روزمره زندگي، انسان به اسباب و وسايل براي رسيدن به مقصود خود تمسّك و توسّل ميجويد. بر اين اساس، توسّل لازمه زندگي انسان در جهان هستي است؛ جهاني كه بر آن قانون اسباب و مسببات حكم فرما است.
بنابراين، خداوند كه هستي عالم از او است و ادامه هستي و هر حركت، نيرو و تغييري وابسته به او و ناشي از فيض او است، خود براي اعطاي فيض خويش، مجاري و اسبابي را قرار داده است. بر همين اساس، خداوند اموري را به عنوان اسباب و وسايل در جهت تقرب ونزديكي به درگاه خويش و برآمدن حاجات، قرار داده است ما را به توسّل به آن امور، امر كرده است: يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيلة ؛ اي مؤمنان پرواي الهي داشته باشيد و به سوي او وسيله تحصيل كنيد{M، (مائده / 35). با توجه به اطلاق كلمه «وسيله» آيه شريفه، اين كلمه معنايي وسيع و گسترده دارد و شامل هر آنچه كه صلاحيت نزديك كردن انسان به پيشگاه خداوند را دارد، ميشود. همچنان كه نماز و روزه، احسان به يتيم، دستگيري از مستمندان، خدمت به خلق خدا و... وسيله تقرب به خداوند هستند؛ استمداد به ارواح مطهّر پيامبران و اولياي الهي نيز وسيله تقرب به خداوند است كه در روايات و سيره معصومين بر آن تأكيد شده است.پيامبر اكرم به شخصي نيازمند كه - به ايشان مراجعه كرده بود - شيوه توسل را ياد ميدهد: اللهم اني اسألك و اتوجّه اليك بنبيّك نبي الرحمه... ، (سنن ابن ماجه، ج 1، ص441؛ مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 138؛ الجامع الصغير سيوطي، ص 59). و روايات بسيار زيادي كه در اين زمينه وارد شده است.
بنابراين، حقيقت توسّل به اولياي الهي، تمسّك به اسباب و وسايل قرب به خداوند است. تمسك به اولياي الهي، به معناي اعتقاد به استقلال آنان از خداوند، در تأثير گذاري و برآمدن حاجات نيست؛ بلكه توسّل به اولياي الهي، همراه با اين اعتقاد است كه تنها خداوند است كه مستقل از غير و بي نياز از غير، در عالم هستي تأثير ميگذارد. و غير از او، تأثيرگذاري همه اسباب و وسايل تحت قدرت و اراده و خواست خداوند و متكي به آن خواهد بود.
بنابراين، خداوند كه هستي عالم از او است و ادامه هستي و هر حركت، نيرو و تغييري وابسته به او و ناشي از فيض او است، خود براي اعطاي فيض خويش، مجاري و اسبابي را قرار داده است. بر همين اساس، خداوند اموري را به عنوان اسباب و وسايل در جهت تقرب ونزديكي به درگاه خويش و برآمدن حاجات، قرار داده است ما را به توسّل به آن امور، امر كرده است: يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيلة ؛ اي مؤمنان پرواي الهي داشته باشيد و به سوي او وسيله تحصيل كنيد{M، (مائده / 35). با توجه به اطلاق كلمه «وسيله» آيه شريفه، اين كلمه معنايي وسيع و گسترده دارد و شامل هر آنچه كه صلاحيت نزديك كردن انسان به پيشگاه خداوند را دارد، ميشود. همچنان كه نماز و روزه، احسان به يتيم، دستگيري از مستمندان، خدمت به خلق خدا و... وسيله تقرب به خداوند هستند؛ استمداد به ارواح مطهّر پيامبران و اولياي الهي نيز وسيله تقرب به خداوند است كه در روايات و سيره معصومين بر آن تأكيد شده است.پيامبر اكرم به شخصي نيازمند كه - به ايشان مراجعه كرده بود - شيوه توسل را ياد ميدهد: اللهم اني اسألك و اتوجّه اليك بنبيّك نبي الرحمه... ، (سنن ابن ماجه، ج 1، ص441؛ مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 138؛ الجامع الصغير سيوطي، ص 59). و روايات بسيار زيادي كه در اين زمينه وارد شده است.
بنابراين، حقيقت توسّل به اولياي الهي، تمسّك به اسباب و وسايل قرب به خداوند است. تمسك به اولياي الهي، به معناي اعتقاد به استقلال آنان از خداوند، در تأثير گذاري و برآمدن حاجات نيست؛ بلكه توسّل به اولياي الهي، همراه با اين اعتقاد است كه تنها خداوند است كه مستقل از غير و بي نياز از غير، در عالم هستي تأثير ميگذارد. و غير از او، تأثيرگذاري همه اسباب و وسايل تحت قدرت و اراده و خواست خداوند و متكي به آن خواهد بود.
51
تفکرات سلفي گري و تفکرات انجمن حجتيه را توضيح دهيد. وهابيت وبهائيت را توضيح دهيد.
1- وهابيت ديدگاهي است که از سوي محمد بن عبدالوهاب (۱۰۸۲-۱۱۷۰ ه.ش، ۱۱۱۵-۱۲۰۶ ه.ق، ۱۷۰۳-۱۷۹۱ ميلادي) در عربستان عرضه شد. سابقه انديشه هاي او به احمد بن حنبل، ابن تيميه و ابن قيم جوزيه باز ميگردد.
احمد بن حنبل که گفته مي شود از نوادگان يکي از خوارج بوده است ديدگاه هاي ضد شيعي داشت که اين ديدگاه ها در ابن تيميه تشديد شد و در محمدبن عبدالوهاب به اوج خود رسيد.
عبدالوهاب به شدت با فلسفه و عقل مخالفت مي کرد و خواستار تعبد و ديدگاههاي ظاهري(به اين معنا که از ظاهر آيات نبايد عدول کرد) در دين بود.
او برخي باورهاي شيعه مانند توسل، زيارت، شفاعت، استفاده از مهر در نماز و... را شرک قلمدادکرد. به دنبال حمايت محمد بن سعود (بنيانگذار سلسله پادشاهي سعود) از انديشه ها او، انديشه هاي او در عربستان فراگير شد و اکنون از سوي دولت عربستان رواج داده مي شود.
وهابي ها در حمله به عراق ضمن کشتار بسياري از شيعيان، اماکن مقدسه ائمه اطهار درعراق را نيز تخريب کردند. برخي از وهابي ها شيعيان را کافر مي دانند و قتل آنها را واجب. چنانچه طالبان و القاعده که وهابي هستند شيعيان افغانستان و از جمله ديپلماتهاي ايران را در مزار شريف به قتل رسانيدند.
وهابيت خود بخشي از نظرات سلفي گري است. سلفي گري به نگرشهايي گفته مي شود که خواهان بازگشت به سنت سلف يعني پيامبر و خلفاي راشدين هستند اما در اين بازگشت با عقل و گرايشهاي عقلي مخالف هستند.
2- سابقه انجمن حجتيه به قبل از انقلاب باز ميگردد. اين انجمن در سال 1322 توسط شيخ محمود ذاكر زاد نولايي مشهور به شيخ محمود حلبي و با شعار مبارزه با بهابيت تاسيس شد.
اين انجمن در قبل از انقلاب عمده همت خود را مصروف به مبارزه با بهاييت كرده بود. گروهي از تندروهاي اين گروه بر اين باور بودند كه براي ظهورامام زمان بايد به رواج ظلم و ستم پرداخت تا ايشان بيايد. غافل از اين كه درطول تاريخ بارها شاهد بوده ايم كه ظلم و ستم رواج يافته ولي ايشان ظهور نيافته اند زيرا علاوه بر رواج ظلم وستم بايد ياران وفاداري نيز وجود داشته باشند تا ايشان را ياري نمايند.
انجمن همچنين با ورود ديانت به سياست مخالف بود لذا با مردم در انقلاب اسلامي همراهي نكرده و بعد از انقلاب نيز اين عدم همراهي را ادامه دادند.
امامخميني (ره) در 26 تيرماه 1362 در سخناني در مورد اين انجمن فرمودند: «يک دسته ديگر هم که تزشان اين است که بگذاريد که معصيت زياد شود تا حضرت صاحب بيايد. حضرت صاحب مگر براي چي ميآيد؟ حضرت صاحب ميآيد معصيت را بردارد. ما معصيت ميکنيم که او بيايد؟ اين اعوجاجات را برداريد، اين دستهبنديها را براي خاطر خدا، اگر مسلمانيد، و براي خاطر کشورتان، اگر ملي هستيد، اين دستهبنديها را برداريد. در اين موجي که الآن اين ملت را به پيش ميبرد، در اين موج خودتان را وارد کنيد و برخلاف اين موج حرکت نکنيد که دست و پايتان خواهد شکست.»
اين انجمن فعلا به طور رسمي فعال نيست هر چند افرادي هستند كه هنوز شيوه تفكري مانند ايشان دارند و بعضا به تبليغ آن نيز مي پردازند.
براي آشنايي بيشتر به اين كتاب مراجعه نماييد: کتاب «از مدرسه معارف تا انجمن حجتيه و مکتب تفکيک» نوشته دکتر محمد رضا ارشادينيا، انتشارات بوستان کتاب
3- براي آشنايي با بهاييت به بخش مقالات مرتبط با بهائيت در سايت محاكمه مراجعه نماييد.
احمد بن حنبل که گفته مي شود از نوادگان يکي از خوارج بوده است ديدگاه هاي ضد شيعي داشت که اين ديدگاه ها در ابن تيميه تشديد شد و در محمدبن عبدالوهاب به اوج خود رسيد.
عبدالوهاب به شدت با فلسفه و عقل مخالفت مي کرد و خواستار تعبد و ديدگاههاي ظاهري(به اين معنا که از ظاهر آيات نبايد عدول کرد) در دين بود.
او برخي باورهاي شيعه مانند توسل، زيارت، شفاعت، استفاده از مهر در نماز و... را شرک قلمدادکرد. به دنبال حمايت محمد بن سعود (بنيانگذار سلسله پادشاهي سعود) از انديشه ها او، انديشه هاي او در عربستان فراگير شد و اکنون از سوي دولت عربستان رواج داده مي شود.
وهابي ها در حمله به عراق ضمن کشتار بسياري از شيعيان، اماکن مقدسه ائمه اطهار درعراق را نيز تخريب کردند. برخي از وهابي ها شيعيان را کافر مي دانند و قتل آنها را واجب. چنانچه طالبان و القاعده که وهابي هستند شيعيان افغانستان و از جمله ديپلماتهاي ايران را در مزار شريف به قتل رسانيدند.
وهابيت خود بخشي از نظرات سلفي گري است. سلفي گري به نگرشهايي گفته مي شود که خواهان بازگشت به سنت سلف يعني پيامبر و خلفاي راشدين هستند اما در اين بازگشت با عقل و گرايشهاي عقلي مخالف هستند.
2- سابقه انجمن حجتيه به قبل از انقلاب باز ميگردد. اين انجمن در سال 1322 توسط شيخ محمود ذاكر زاد نولايي مشهور به شيخ محمود حلبي و با شعار مبارزه با بهابيت تاسيس شد.
اين انجمن در قبل از انقلاب عمده همت خود را مصروف به مبارزه با بهاييت كرده بود. گروهي از تندروهاي اين گروه بر اين باور بودند كه براي ظهورامام زمان بايد به رواج ظلم و ستم پرداخت تا ايشان بيايد. غافل از اين كه درطول تاريخ بارها شاهد بوده ايم كه ظلم و ستم رواج يافته ولي ايشان ظهور نيافته اند زيرا علاوه بر رواج ظلم وستم بايد ياران وفاداري نيز وجود داشته باشند تا ايشان را ياري نمايند.
انجمن همچنين با ورود ديانت به سياست مخالف بود لذا با مردم در انقلاب اسلامي همراهي نكرده و بعد از انقلاب نيز اين عدم همراهي را ادامه دادند.
امامخميني (ره) در 26 تيرماه 1362 در سخناني در مورد اين انجمن فرمودند: «يک دسته ديگر هم که تزشان اين است که بگذاريد که معصيت زياد شود تا حضرت صاحب بيايد. حضرت صاحب مگر براي چي ميآيد؟ حضرت صاحب ميآيد معصيت را بردارد. ما معصيت ميکنيم که او بيايد؟ اين اعوجاجات را برداريد، اين دستهبنديها را براي خاطر خدا، اگر مسلمانيد، و براي خاطر کشورتان، اگر ملي هستيد، اين دستهبنديها را برداريد. در اين موجي که الآن اين ملت را به پيش ميبرد، در اين موج خودتان را وارد کنيد و برخلاف اين موج حرکت نکنيد که دست و پايتان خواهد شکست.»
اين انجمن فعلا به طور رسمي فعال نيست هر چند افرادي هستند كه هنوز شيوه تفكري مانند ايشان دارند و بعضا به تبليغ آن نيز مي پردازند.
براي آشنايي بيشتر به اين كتاب مراجعه نماييد: کتاب «از مدرسه معارف تا انجمن حجتيه و مکتب تفکيک» نوشته دکتر محمد رضا ارشادينيا، انتشارات بوستان کتاب
3- براي آشنايي با بهاييت به بخش مقالات مرتبط با بهائيت در سايت محاكمه مراجعه نماييد.






























