يکي از مهم ترين انتقاداتي که به فرقه صوفيه گناباديه و ديگر فرقه هاي نعمت اللهي وارد است، مسئله مداخله در مسائل سياسي مي باشد، حال آنکه شعار اين فرقه، جدايي دين از سياست و عدم مداخله در مسائل سياسي است.
در منابع مختلف رواياتي از ائمه عليهم السلام در مذمت تصوف گرد آوري شده است که در اين جا به برخي از آنها اشاره مي کنيم : مستدرک ج2ص92 ، اصول کافي ج5ص65 ، تحف العقول ص348 ، بحارالانوار ج 10 ص 351 ، بحارج49 ص275 ، سفينه البحار ج5 ص200
اسامي ديگر فرقه: طاووسيه نعمت اللهي سلطان عليشاهي نعمت اللهي گنابادي با مرگ رحمتعليشاه چندين نفر مدعي قطبيت شدند . يکي از آنها محمد کاظم اصفهاني ملقب به سعادتعليشاه بود. در سال 1293 ق آقاي طاووس سعادت عليشاه فوت کرد محمد سلطان گنابادي به لقب طريقتي سلطان عليشاه ادعاي قطبيت کرد و رسما فرقه نعمت اللهي گناباديه را پايه گذاري او اهل بيدخت گناباد بود و به همين دليل اين فرقه به گناباديه مشهور شد ملا محمد سلطان گنابادي در 1251 قمري در بيدخت متولد و در سال 1293 ادعاي قطبيت کرد از آنجا به نجف رفت و به شهادت کيوان قزويني (صوفي توبه کرده گنابادي ) يک يا دو جلسه شاگردي شيخ انصاري را کرد بعد درس شيخ را ترک کرد و سراغ چند نفر ديگر رفت بعد از چند سال به ايران آمده گنابادي ) يک يا دو جلسه شاگردي شيخ انصاري را کرد بعد درس شيخ را ترک کرد و سراغ چند نفر ديگر رفت بعد از چند سال به ايران آمده و در تهران و در مدرسه سپهسالار ادعاي بابي گري و بهايي گري کرد و پس از اعتراض مردم فرار کرد و به سبزوار رفت و 7 سال شاگردي ملا هادي سبزواري کرد و از سبزوار به بيدخت آمد در کتاب نابغه علم و عرفان (در قرن چهارم ) ص 18 (که اين کتاب سلطان حسين تابنده است ) آمده است که :
شيخ و قطب و مرشد(1) صوفيان معمولاً يك سلسله دستورات گوناگون به پيروان خود مي دهند كه در بسياري از موارد نه با موازين عقلي سازگار است و نه با موازين شرعي ، لذا براي اين كه پيروان خود را در مقابل اين دستورات تسليم كنند و آن دستورات براي آنها به تمام معني لازم الاجراء باشد ،مقامات فوق العاده بزرگ با اختيارات كاملاً وسيع براي سران خود قائل مي شوند.(2)
يکي از مهم ترين انتقاداتي که به فرقه صوفيه گناباديه و ديگر فرقه هاي نعمت اللهي وارد است، مسئله مداخله در مسائل سياسي مي باشد، حال آنکه شعار اين فرقه، جدايي دين از سياست و عدم مداخله در مسائل سياسي است.
این مقاله در مرحله اوّل به معرفی اجمالی طایفه ملامتیه نیشابور در قرون اولیه پرداخته و سپس به تفاوت های نظری و عملی این طایفه با صوفیان دیگر، و اینکه آنان در مقابله با زهدفروشی و ریاکاری صوفیانه دوران خود نهضتی مبتنی بر بازگشت به خلوص و زهد قرون اولیه اسلامی و دوری از هر گونه ریا و تزویر را شکل دادند و بر تصوف و ادبیات صوفیانه به خصوص در ایران تأثیر شگرف گذاشتند، اشاره کرده است.