براي فهم بيشتر ارتباط اين دو فرقه توجه به دو نكته اساسي ضروري است: اول: پيدايش دوم: افكار ها و باورها. در تاريخ پيدايش فرقه اهل حق اختلاف نظر فراواني وجود دارد به طوري كه برخي پيدايش آن را قرن اول توسط نصير غلام حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي دانند كه آن حضرت را خدا مي دانسته است.[1]
بلا از اینکه بخواهم این شعر را برای شما بیاورم نکاتی لازم است برای شما بیان کنم اولین نکته اینکه که اهل حق ها برای شیطان اسم طریقتی قائل شده اند. در واقع علاوه بر اسم شیطان اسمی دیگر برای آن انتخاب نموده اند که در دفاتر آنها از شیطان به نام ملک طاووس یاد می کنند. فرقه های شبه عرفانی معمولا برای افرادی که بزرگ می شمارند دو اسم قائل هستند یکی اسم ظاهری (شیطان) که همه انسانها آن را دارا می باشند و دیگری اسم باطنی یا همان طریقتی(ملک طاووس)
در بین تمام ادیان الهی اسلام مسیحیت یهودیت زرتشتیشیطانبه عنوان موجودی پلید و سردمدار قوای باطل مطرح می گرددو امتهای اسلام٬ مسیحیت و یهودیت هم بر این امر اجماع دارند.
جالب است بدانید که هیچ کس هم قائل به رانده شدن ظاهری شیطاننگردیده است که برخی از مردم و صاحبنظران اهل حق بر این عقیده هستند.
و این را می دانید که هر کس می خواهد مطلبی را خلاف تمام ادیانالهی مطرح کند حتما باید دلیل محکمه پسندی داشته باشد و در صورتی که دلیلی نداشتهباشد باید حرف او را ادعائی بدون دلیل دانست و به آن ترتیب اثر نداد.
فرقه «اهل حق » در ايران بيشتر در قسمت هايى از استان كرمانشاه ، لرستان ، آذربايجان شرقى و حوالى تهران و مازندران ، و برخى مناطق ديگر زندگى مى كنند . ـ و آن گونه كه نقل شده ـ آنان در دين و اعتقاد خود افراط كرده ، و معتقد به برخى پندارها و كردارهايى شده اند كه هيچ پايه و اساسى ندارد و از نظر اسلام و قرآن باطل و غير قابل قبول مى باشد ، كه اين جا مجال بيان و نقد آن ها نيست . البته برخى از افراد فرقه «اهل حق » ممكن است معتقد به چنين اعتقاداتى نباشند ، اما جهت آگاهى ، و مبتلا نشدن به چنين عقايد و كردارهاى باطل ، به دو نمونه از آن ها كه در پرسش اشاره نموده ايد ، مى پردازيم :