انجمن خیریه حجتیه مهدویه چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط رسول جعفریان   
25 مرداد 1387 ساعت 18:07

پیش از این بحثی درباره‌ی مبارزه بهائی‌گری در دهه‌ی بیست تا اواسط دهه‌ی سی داشتیم و اشاره کردیم که از لحاظ دینی، دو خطر عمده برای دین در این مقطع وجود داشت: نخست حزب توده که مرام مارکسیسم را میان جوانان نشر می‌داد و متدینین، ملی‌ها و رژیم پهلوی همه با آن درگیر بودند.

خطر دوم بهائیت بود که تنها و تنها، این متدینین بودند که از پس از شهریور بیست متوجه نفوذ آن در دستگاه اداری پهلوی شده و به مبارزه با آن پرداختند. طبعاً از نگاه متدینین خطر بهائیان نه تنها کمتر از حزب توده نبود، بلکه پس از سرکوبی حزب توده در سال‌های 32-36 خطر بهائیت جدی‌تر هم شده بود. (1)

پیش از این به نقش علما و مراجع تقلید طی دهه‌ی بیست و نیمه‌ی نخست دهه‌ی سی در مبارزه با بهائیان اشاره کردیم. از اواسط دهه‌ی سی، یک تشکل مذهبی ویژه به هدف مبارزه با بهائیت تهران و سپس سایر شهرها پدید آمد. رهبری این تشکل از سال 1332 ش در اختیار یک روحانی قرار گرفت که به جز سوابق حوزوی، در نهضت ملی شدن نفت نیز فعال بود. این تشکل که انجمن حجتیه نامیده می‌شد نه فقط در حوزه‌ی مبارزه‌ی با بهائیت، بلکه در محدوده‌ای وسیع‌تر و طی بیش از دو دهه، در تعمیق بسیاری از آموزش دینی، ولو با برداشتی خاص، در سطح جامعه‌ی ایران مؤثر بود.

انجمن خیریه‌ی حجتیه مهدویه به سال 1332 با تلاش حاج شیخ محمود حلبی (2) فعالیت خود را آغاز کرد. وی تا این زمان، در مشهد، به عنوان یک روحانی سیاسی فعال شناخته می‌شد، اما به دلیل سرخوردگی از مسائل سیاسی مشهد، این شهر را رها کرده به تهران آمد و به مدت یازده سال، حتی برای زیارت به مشهد برنگشت، در مشهد، بخشی از فعالیت‌های وی مبارزه با بهائیت بود و زمانی که به تهران آمد، این جریان را به عنوان استراتژی اصلی خود انتخاب کرده، از سیاست دور شد. وی با همکاری جمع زیادی از متدینین – تحت عنوان هیئت مدیره، امور انجمن را اداره می‌کردند – تا آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، به فعالیت فرهنگی بر ضد این فرقه اشتغال داشت و از هر جهت تلاش می‌کرد تا افزون بر جمع‌آوری اطلاعات، به تربیت نیرو برای مقابله با بهائیان و تبلیغات آنان بپردازد. انجمن طی بیست و پنج سال، ضمن مبارزه با بهائیت، توانست جمع زیادی از نیروی جوانان را به خود جذب کرده و آنان را با مسائل اعتقادی آشنا کند.

انجمن در هر شهری، دفتری داشت که تحت عنوان بیت (بیت امام زمان) شناخته می‌شد. این بیت، مسؤولی داشت و زیر نظر وی سه گروه تدریس، تحقیق و ارشاد فعالیت می‌کردند. گروه نخست به آموزش نیروها در سه مرحله‌ی ابتدایی، متوسط و عالی می‌پرداختند. گروه دوم در پی یافتن افرادی از مسلمانان بودند که تحت تأثیر بهایی‌ها، به این آیین گرویده بودند و گروه سوم، کار ارشاد این افراد را با شیوه‌های خاص خود دنبال می‌کرد. سخنرانی‌های عمومی نیز در محافلی که بیشتر منازل بود، برگزار شده و از سخنرانان معروف استفاده می‌شد. به طور معمول، در سالروز تولد امام زمان (ع) نیز جشن‌های بزرگی نیز برگزار می‌شد. بیشتر افرادی که از بهائیت برمی‌گشتند، توبه‌نامه و تبرا نامه‌ای می‌نوشتند که متن بسیاری از آن‌ها در یک مجموعه، در کتابخانه‌ی آستان قدس نگهداری می‌شود. نیروهای تربیت شده در انجمن در سطوح مختلف، پس از انقلاب به سه دسته تقسیم شدند. برخی مانند آقای پرورش، دکتر صادقی استاد دانشکده‌ی الهیات مشهد، عبدالکریمی استاد دانشگاه مشهد، مهندس مصحف و بسیاری دیگر به انقلاب پیوستند. از میان اینان، جوانانی نیز بودند که دست کم چند سالی انجمن را تجربه کرده و به صف انقلابیون پیوسته بودند. برخی مانند آقای طیب که مسؤولیت برگزاری مراسم سخنرانی‌ها را در تهران بر عهده داشت، نه تنها به انقلابیون پیوست، بلکه به نوعی در برابر انجمن هم قرار گرفتند. دسته‌ی دوم در برابر انقلاب بی‌تفاوت ماندند و دسته‌ی سوم به انتقاد از آن پرداخته به صف مخالفان – از نوع دیندار – پیوستند. انجمن چند ماه پیش از انقلاب، یعنی در شهریور 57 مواضع خود را در ارتباط با سیاست تغییر داده، شروع به همراهی با انقلاب کرد. پس از انقلاب، اعتراضاتی بر ضد انجمن آغاز شد و در محافل مختلف، فعالیت علیه فعالان آن بالا گرفت. امام‌خمینی که روزگاری آقای حلبی را تأیید می‌کرد، در سال‌های پیش از انقلاب به تدریج نسبت به حرکت انجمن بدبین شده و حمایت خود را قطع کرد. آقای گرامی که اخبار داخلی ایران را برای نجف می‌نوشته است، نامه‌ای در این‌باره به امام نوشته که پاسخ امام این بوده است: «از وقتی که مطلع شدم، دیگر تأییدی نکرده‌ام.» (3)

همزمان در سال 1362 کتابی با عنوان در شناخت حزب قاعدین از عمادالدین باقی انتشار یافت (4) که ضربه‌ی سختی بر انجمن وارد کرد. این کتاب پیش از آن به صورت بخش بخش در روزنامه‌ی اطلاعات به چاپ رسید. زمانی که کتاب در تیراژی بالغ بر هشتاد و هشت هزار نسخه به چاپ رسید، ضربه‌ای سهمگین بر انجمن وارد آمد. پس از اشاره‌ی غیرمستقیم رهبر انقلاب به انجمن، که بدون تصریح به اسم صورت گرفته و از آنان خواسته شده بود که اعوجاجات خود را کنار بگذارند، انجمن در سال 1362 رسماً تعطیلی خود را اعلام کرد. انجمن از سوی برخی از نیروهای مبارز ملی مذهبی مانند طاهر احمدزاده نیز مورد انتقاد قرار گرفته است. (5)

بدون تردید انجمن، سهم بزرگی در آموزش‌های دینی برای نسل جدید داشته و برای مبارزه با بهائیت – بر فرض این‌که اصولاً این سیاست فرهنگی درست بوده باشد یا نه – چاره‌ای جز عدم مداخله در سیاست نداشته است. این تربیت فکری، تنها در برابر بهائیت نبود، بلکه جوانان با شرکت در جلسات تدریس و آموزش، طوری آماده می‌شدند که در برابر اندیشه‌های الحادی دیگر از جمله مارکسیسم نیز می‌توانستند بایستند. البته باید خاطر نشان کرد که عدم مداخله در سیاست، لزوماً به معنای اعتقاد به جدایی دین از سیاست نبود. با این حال، رژیم به ملاحظه‌ی عدم دخالت انجمن در سیاست مانعی بر سر راه وی ایجاد نمی‌کرد. نکته‌ی مورد توجه مبارزین، این بود که اولاً ریشه‌ی نشر بهائیت خود رژیم پهلوی است و ثانیاً این ‌که مبارزه با بهائیت، نوعی انحراف از مسیر مبارزه بر ضد رژیم پهلوی است.(6)

طبعاً در این سال‌ها مبارزه با بهائیت منحصر به انجمن حجتیه نبود. در اطلاعیه‌هایی که گاه از سوی مراجع انتشار می‌یافت، با نفوذ اقتصادی بهائیان مبارزه می‌شد.(7)

 

پاورقی

1- حاج سراج انصاری به تفصیل به مقایسه‌ی خطر حزب توده و بهائیان پرداخته و در فضای حذف توده‌ای‌ها در سال 33 نوشته است که خطر بهائیان به مراتب بیشتر از توده‌ای‌هاست. بنگرید: برگ‌هایی از تاریخ حوزه‌ی علمیه قم، ص 91-92

2- مرحوم حجه‌الاسلام والمسلمین شیخ محمود حلبی در سیزدهم جمادی الاولی 1318 ق / 1280 ش در مشهد به دنیا آمد. وی آموزش‌های ادبی و عربی را در همان مشهد آغاز کرده و نزد اساتید بنام آن شهر، مانند میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری معروف به ادیب اول (م 1344 ق) به تحصیل مشغول گردید. دروس سطح را نزد حاج شیخ محمد نهاوندی و حاج میرزا احمد کفایی گذراند و در کنار آن، متون فلسفی را نزد حکیم آقابزرگ فرا گرفت و خارج اصول و فقه را نزد حاج میرزا محمد کفایی و مرحوم آیه‌الله حاج آقاحسین قمی تحصیل کرد. وی در مسائل اخلاقی و عرفانی متأثر از مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی بود که در مشهد مقیم شده بود. مرحوم حلبی که در دوره‌ی نخست افزون بر فقه و اصول، به فلسفه نیز علاقه‌ی وافری داشت، به تدریج به مکتب معارف مشهد که از سوی میرزامهدی غروی اصفهانی بنیاد گذاشته شده بود، گروید و به رغم دانشی که تا آن زمان کسب کرده بود، نزد وی به شاگردی پرداخته، از فلسفه دست کشید، وی افزون بر حضور در درس خارج اصول او، در درس معارف الهیه نیز برای چهار سال شرکت کرد و تقریرات درس استاد را نوشت. بعدها خود به تحصیل درس معارف الهیه پرداخت که آثاری از آن نیز بر جای مانده است.

کار عمده‌ی ایشان پس از شهریور بیست، کارهای تبلیغی در قالب منبر بود و در این کار، مهارت و شهرت خاصی به دست آورد. از آن جمله، ایراد چندین سخنرانی در رادیوی مشهد در اواخر سال 1328 ش است که پس از آن به صورت یک کتاب مستقل به چاپ رسید. (مشهد، انجمن تبلیغات اسلامی، 1329 ش.) وی – همان‌گونه که در جای دیگر با تفصیل بیشتری آوردیم – در سال‌های نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز فعالیت تبلیغی – سیاسی داشت؛ اما پس از آن از فعالیت سیاسی رویگردان شده و دو سالی پس از آن که به تهران آمد، به همان کار خطابه مشغول گردید. این زمان، فعالیت بهائیان در سراسر ایران گسترش زیادی یافته بود و مرحوم حلبی که متأثر از مرحوم آیه‌الله شیخ احمد شاهرودی و آثار وی در رد بابیان بود، با ایجاد تشکیلات منظمی که بعدها به انجمن حجتیه شهرت یافت، مبارزه‌ای پر دامنه را بر ضد آنان آغاز کرد که در متن به آن اشاره شده است. مرحوم حلبی در روز جمعه هفدهم رمضان سال 1418 / 26 دی 1376 درگذشت و در کنار مزار شیخ صدوق به خاک سپرده شد. (درباره‌ی او بنگرید: طلایه‌دار آفتاب، (بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا 1378؟)؛ مجالس شب‌های جمعه، (حاج‌آقا تقی طباطبائی، قم، نشر محلاتی، 1418) ج 5، صص 342-348)

3- در شناخت حزب قاعدین، ص 291

4- قم، نشر دانش اسلامی – وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی – 1362 ش.

5- بنگرید: مجله‌ی چشم‌انداز، ش 2، سال 1، مهر و آبان 1378، و پاسخی که در شماره‌ی پنجم سال اول (خرداد و تیر 1379) به آن مقاله داده شده و نقدی که خود لطف‌الله میثمی بر پاسخ داده شده در همان شماره نوشته است.

6- برای نمونه، فضل‌الله نبیل که در سال 1339 ش رئیس دفتر فرح بود، خود از چهره‌های شاخص بهاییان ایران بوده و زمانی پیگیر موضوع به رسمیت شناختن اقلیت بهایی را در کمیسیون‌های تابعه‌ی سازمان ملل متحد مطرح نموده بود. در این‌باره و نگرانی آیت‌الله بروجردی بنگرید: قیام 15 خرداد به روایت اسناد، ج 1، ص 243.

7- نمونه‌ی آن اطلاعیه آیت‌الله شریعتمداری بود که در شوال 1392 (آذر 51) در این‌باره صادر کرده، نوشت: «خرید و فروش و تبلیغ و آشامیدن پپسی و ... که مربوط به فرقه‌ی ضاله و مضله بهایی است و سهمی از منافع آن در راه تخریب اسلام و تقویت کفر مصرف می‌شود، حایز نیست. مسلمانان باید غیرت و حمیت اسلامی داشته باشند و جبهه‌ی کفر را تقویت ننمایند.


تعداد مشاهده :1106 | ارسال به دوست

  اولين نظر را شما بدهيد

اظهار نظر کنید
  • لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
  • درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
  • لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
  • فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
  • به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
نام :*
متن نظر :*



اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

Host By : IraniNic.com -IraniNic.com

 
< بعد   قبل >

 
 
صفحه اصلی
تبلیغات در سایت
جستجو
لوگوهای حمایتی
درباره محاکمه
تماس با ما
بخش های اصلی
محاکمه وهابیت
نقد بهائیت
مدعیان مهدویت
نقد یهود
انجمن حجتیه
بررسی مسیحیت
شیطان پرستی
نقد فرقه قانونیان
نقد فرقه انصارالله
نقد صوفی گری
نقد زرتشت
نقد فرقه یزیدی
نقد فرقه اهل حق
نقد سایر فرقه ها
 
 
 

کدام قسمت از محاکمه را بیشتر می خوانید؟
 

 
 
 

 ارسال و دريافت اس ام اس از طريق اينترنت و تخفيف ويژه براي مراكز فرهنگي

 
 

 
 
 

Copyright 2000-2009 Mohakeme.com . All rights reserved.

online contact with site manager:

Powered by Iraninic.com . Copyright 2007-2009