|
بررسي مقايسه اي فرقه هاي خوارج و وهابيت |
|
|
|
نگارش یافته توسط سيد جواد ميرخليلي کارشناس اديان شرق
|
|
23 مهر 1387 ساعت 18:37 |
|
از آنجا که انديشه ها و عقايد دو فرقه خوارج و وهابيت، نزديکي هايي نسبت به هم ديگر دارند، در اين نوشتار با بررسي تاريخچه پيدايش و عقايد خوارج به بررسي وهابيت پرداخته شده است و آن گاه زمينه ها و موارد مشترک به بحث گذاشته خواهد شد.
خوارج :
در واقع، خوارج به معناي خروج کننده و شورش است. خوراج، جمع خارجي است. خارجي در دو معنا عام و خاص استفاده مي شود:
معناي عام آن به کسي گفته مي شود که عليه امام بر حق و مورد قبول مسلمان ها شورش نمايد. اما آن چه بر معناي خاص آن اطلاق مي گردد، همان است که در جنگ صفين در اعتراض به حکميت، در مقابل امام علي(ع) شورش کردند و با وي جنگ نمودند و سپس کار خودر ا با آرايي مانند کافر بودن گناهکار و وجوب جنگ با کافر، توجيه کردند.
به اين فرقه، مارقين نيز گفته شده است که به معناي خوارج است. خوارج و مارقين القابي است که مخالفان به آنها اطلاق کرده اند. البته، خوارج، لقب مارقين را نمي پذيرند، زيرا آنها خود را خارج از دين نمي دانند، بلکه مخالفان خود را اين چنين مي پندارند.
آنها معتقد بودند که جان خود را براي خدا و آخرت مي فروشند و حتي به آياتي نظير (و من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله) استناد نموده اند. آنها خود را شراه که جمع شاري به معناي فروشنده است، مي خواندند. لازم به ذکر است که علت نام گذاري اين فرقه به مارقين، حديث پيامبر درباره شخصي است که به نحوه تقسيم غنايم از سوي پيامبر اعتراض کرد و عمل پيامبر را غير عادلانه قلمداد نمود. پيامبر در اين باره فرمودند: از نژاد اين مرد، گروهي پديد مي آيد که «يمرقون من الدين کما يمرق السهم من الرميه؛» يعني از دين، خارج مي شوند، همان گونه که تير از کمان خارج مي گردد.
الف) پيشينه تاريخي:
پيدايش خوارج با ظهور شيعه هم زمان بود، زيرا اين دو مانند يک فرقه در زمان علي(ع) ظاهر گشته، همگي از ياران حضرت بودند، اگر چه انديشه شيعه بر افکارخوارج، مقدم بود.
پيدايش خوارج در سپاه علي(ع) به زمان جنگ ميان علي(ع) و معاويه در صفين بر مي گردد که ماجراي حکميت پيش آمد و معاويه براي فرار از معرکه جنگ، قرآن ها را بر سر نيزه کرده تا قرآن را حکم و قاضي خود و سپاه مقابل قرار دهند، ولي علي(ع) بر ادامه جنگ اصرار مي ورزيدند. در اين هنگام گروهي از سپاه حضرت بر ضد او شورش کرده، از وي خواستند به حکميت تن در دهد. جالب اين جاست که خوارجي که علي(ع) را به حکميت واداشتند و بر گزينش حکمي معين (ابوموسي اشعري) واداشتند و مجبور ساختند، به دنبال اين ماجرا نزد حضرت آمده، پذيرش حکميت را گناهي بزرگ شمردند و از وي خواستند تا توبه کند؛ زيرا او کافر گشته است. شعار آنها «لاحکم الالله» بود که گروهي از عرب هاي صحرا نشين نيز پيرو او گشتند.
اين فرقه در مقايسه با ديگر مذاهب اسلامي، سر سخت ترين فرقه در دفاع از مذهب خويش بوده اند و براي عقايد و انديشه هاي خود بيشترين از خود گذشتگي را نشان داده اند.
خوارج از لحاظ اين که واژه هاي جذاب بر عقل آنها غالب بوده، مانند ژاکوبيان هستند. (ژاکوبيان: افرادي که در جنگ با مردم در جريان انقلاب فرانسه با شعارهاي دلفريبي چون، آزادي، برادري و مساوات، انسان هايي زيادي را کشته و جنايات بي رحمانه اي مرتکب شدند.)
خوارج نيز تحت تاثير واژه هايي چون، ايمان، لاحکم الالله و برائت جويي از ستمگران، خون مسلمانان را مباح دانسته و آنها را مورد تهاجم قرار دادند.
البته خوارج به جز جنگاوري يا تمسک به ظواهر الفاظ، عشق به جان فشاني، علاقه به مرگ و استقبال از خطرها داشتند و اين ويژگي ها ناشي از جاه طلبي و اختلال روحي و عصبي آنها بود، است.
بعضي از خوارج نيز کلام علي(ع) را هنگام ايراد خطبه قطع کردند. نشانه بسياري از خوارج، صفت اخلاص آنها بود، ولي اخلاصي توام با گرايش و تعلق خاطر به جهت و گروهي خاص که بر فهم و درک آنان چيره گشته بود. با اين حال، تعصب و عدم بي طرفي برايشان غلبه داشت. اين که صفات نا هم گوني در خوارج جمع شده بود نظير: تقوا و اخلاص از يک طرف و انحراف، سبک مغزي، تعقيب، خشونت، ناسازگاري و بي باکي هنگام فراخوان مردم به آن چه خود اعتقاد داشتند، از سوي ديگر، و هم چنين يک سو نگرانه و متعصبانه افکار و انديشه هاي منحرف خود را بازور و سنگدلي و بدون مدارا به مردم تحميل مي کردند. شايد دليل اين اجتماع صفات ناهمگون و متضاد در آنها اين است که بيشتر خوارج از عرب هاي صحرا نشين بود، و فقط عده کمي از آنها از اعراب ساکن روستاها بوده اند و با ظهور اسلام نيز وضع مادي آنان بهتر نشد. در واقع مجموعه اي از عوامل دست به دست هم داد انها به خشونت، بي رحمي و تندي روي آورند.
بيشتر خوارج از ميان قبايل عربي بودند و از موالي (غير غرب) در ميان آنان وجود نداشت، و يا اگر بودند، قليل بودند. آنها از موالي گريزان بودند و بر ضد آنان تعقيب مي ورزيدند. و شايد اين با حسادت آنها نزديک باشد؛ چرا که خوارج حتي به قريش هم به دليل سلطه بر خلاف و اختصاص آن بر قريش و نه ديگران حسادت مي کردند. در اين جا به عقايد مشترک فرقه هاي خوارج مي پردازيم:
ب)عقايد مشترک خوارج
قبل از پرداختن به اين بحث بايد به فرقه هاي متعدد خوارج اشاره کنيم که درباره تعيين فرقه هاي اصلي آنها اختلاف نظر وجود دارد. البته پنج فرقه مهم تر از ديگر فرقه ها بوده و ديگر فرقه ها از آن مشعب شده اند.
فرقه هاي اصلي خوارج:
1. محکمه الاولي: همان گروه اوليه اي که در جنگ صفين در مقابل علي(ع) قرار گرفتند.
2. ازارقه: آنها در تبديل شدن خوارج به يک گروه مذهبي و کلامي و نه صرفا سياسي نقش داستند. آنها مخالف خود را مشرک و کافر مي دانستند.
3. نجدات با نجديه: اين گروه در مجموع عقايد متعادلي داشتند.
4. صفريه: اين گروه کشتن اطفال و زنان مخالفان خود را جايز نمي دانند.
5 .ابا فيه: معتدل ترين فرقه خوارج هستند. آنها، مرتکبين کبيره را کافر مي دانند نه مومن
تعداد مشاهده :1260 | ارسال به دوست
|
- لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
- درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
- لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
- فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
- به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
|
Host By : IraniNic.com -IraniNic.com |