اهل حق چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط یارعلی   
14 تیر 1387 ساعت 12:12

در نيمه‌ اول‌ قرن‌ سوم‌ هجري‌ جنبشهاي‌ صوفي‌گري‌ در عالم‌ اسلام‌ به‌ اوج‌ خودرسيد بطوري‌ كه‌ توجه‌ حكومت‌ عباسي‌ را نيز به‌ خود جلب‌ كرده‌ و گاه‌ از چنين‌حركت‌هايي‌ حمايت‌ مي‌كردند.

برخي‌ از افراد سودجود نيز صوفي‌گري‌ را وسيله‌اي‌ براي‌ دنياي‌ خود قرار داده‌بودند چنانچه‌ در روايتي‌ از امام‌ حسن‌ عسگري‌(ع‌) دربارة‌ محمد بن‌ نصير و محمد بن‌باباي‌ قمي‌ دو نفر از سران‌ غلات‌ چنين‌ آمده‌ است‌:

عليهما لعنة‌الله مستأكلين‌ يأكلان‌ بنا النّاس‌ فتّانين‌ موذيين‌ ...

اين‌ دو حيله‌گر موذي‌ به‌ وسيله‌ (اسم‌) ما مال‌ مردم‌ را مي‌خورند، بر آنها لعنت‌ خداباد.

محمد بن‌ نصير مذكور همان‌ فردي‌ است‌ كه‌ بنيان‌گذار فرقه‌ نصيريه‌ است‌ كه‌موضوع‌ اصلي‌ بحث‌ حاضراست‌.

آنچه‌ لازم‌ است‌ دربارة‌ آن‌ دقّت‌ شود اين‌ است‌ كه‌ صوفيه‌ تعصّب‌ به‌ دين‌ خاصي‌ندارند چنانچه‌ در قرن‌ حاضر نيز نويسندگاني‌ نظير جبران‌ خليل‌ و جرجرداق‌ مسيحي‌نيز با آنكه‌ امام‌ علي‌ (ع‌) را ستوده‌اند ولي‌ عقيده‌ دارند كه‌ انسان‌ به‌ دين‌ خاصي‌ ملزم‌نيست‌، هر يك‌ از اديان‌ داشته‌ باشي‌ كافي‌ است‌ لذا بر دين‌ مسيحيت‌ باقي‌ مانده‌اند.و دليل‌ باطل‌ بودن‌ اين‌ عقيده‌ را شهيد مطهري‌ آيه‌ ذيل‌ آورده‌ است‌:

«و من‌ يبتغ‌ غير الاسلام‌ ديناً فلن‌ يقبل‌ منه‌ و هو في‌ الاخرة‌ من‌ الخاسرين‌

هر كس‌ ديني‌ غير از اسلام‌ بجويد هرگز از او پذيرفته‌ نمي‌شود و او در جهان‌ آخرت‌از جمله‌ زيان‌كاران‌ است‌».

اگر كسي‌ بگويد اسلام‌ به‌ معناي‌ تسليم‌ است‌ بايد گفت‌: دين‌ اسلام‌ همان‌ تسليم‌خدا شدن‌ در اين‌ زمان‌ مي‌باشد (زيرا در غير اين‌ صورت‌ تسليم‌ پيامبر ارسال‌ شده‌خداوند نشده‌ايم‌) سپس‌ شهيد مطهري‌ سه‌ قول‌ در مورد اديان‌ آورده‌ است‌

1- عده‌اي‌ مي‌گويند: هر ديني‌ داشته‌باشي‌ مهم‌ نيست‌.

2- عده‌اي‌ مي‌گويند: هر كس‌ مسلمان‌ نباشد اهل‌ دوزخ‌ است‌.

 

3- منطق‌ سومي‌ وجود دارد كه‌ مخصوص‌ قرآن‌ است‌ و با هر دو نظرية‌ فوق‌مخالف‌ است‌ و كفر را بر دو نوع‌ مي‌داند:

1- كفر از روي‌ عناد

2- كفر از روي‌ ناداني‌

در مورد اول‌ شخص‌ مورد عقوبت‌ است‌ و در مورد دوم‌ اگر جهالت‌ و ناداني‌ ازروي‌ تقصيركاري‌ شخص‌ نباشد مورد عفو و بخشش‌ پروردگار قرار مي‌گيرد.

و چند روايت‌ در تأييد مورد سوم‌ مي‌آورد:

«... اي‌ زراه‌ حق‌ است‌ بر خدا كه‌ گمراهان‌ (نه‌ كافران‌ و جاحدان‌) را به‌ بهشت‌ببرد».

چنانچه‌ در سوره‌ نساء مي‌بينيم‌ مستضعفين‌ بر دو نوع‌ مي‌باشند.

1- مستضعفاني‌ كه‌ در فرار از محيط‌ استضعاف‌ كوتاهي‌ كرده‌اند، آنها اهل‌ جهنّم‌هستند.

2- مستضعفاني‌ كه‌ توانايي‌ تغيير محيط‌ و چاره‌ نداشته‌اند، در مورد آنها اميد عفو وبخشش‌ مي‌رود.

«اِن‌ّ الذين‌ توفّاهم‌ الملائكة‌ُ ظالمّي‌ انفسهم‌ قالوا فيم‌كنتم‌، قالوا كنّا مستضعفين‌ في‌الارض‌، قالوا الم‌ تكن‌ ارض‌ اللّه‌ واسعة‌ فتهاجروا فيها مأوايهم‌ جهنّم‌ و سائت‌ مصيراً، الّاالمستضعفين‌ من‌ الرجال‌ و النساء و الولدان‌ لايستطيعون‌ حيلة‌ً و لايهتدون‌ سبيلاًفاولئك‌، عسي‌ الله‌ ان‌ يعفو عنهم‌ و كان‌ الله‌ عفواً غفوراً.

آنان‌ كه‌ هنگام‌ مرگ‌ و قبض‌ روح‌ ظالم‌ و ستمگر بميرند، فرشتگان‌ از آنها بازپرسندكه‌ در چه‌ كار بوديد؟ پاسخ‌ دهند كه‌ ما در روي‌ زمين‌ مردمي‌ ضعيف‌ و ناتوان‌ بوديم‌.فرشتگان‌ گويند: آيا زمين‌ خدا پهناور نبود كه‌ در آن‌ سفر كنيد (و از محيط‌ جهل‌ و كفر به‌سرزمين‌ علم‌ و ايمان‌ بشتابيد از آنها عذر نپذيرند) و جايگاه‌ ايشان‌ جهنم‌ است‌ وبازگشت‌ آنها به‌ جايگاه‌ بسيار بدي‌ است‌. مگر آن‌ گروه‌ از مردان‌ و زنان‌ و كودكان‌ كه‌ به‌راستي‌ ناتوان‌ بودند كه‌ گريز و چاره‌اي‌ براي‌ ايشان‌ ميسر نبود و راهي‌ به‌ نجات‌ خود ازآن‌ (كفر) نمي‌يافتند. آنان‌ اميدوار به‌ عفو و بخشش‌ خدا باشند كه‌ خدا گناهشان‌ رامي‌بخشد، كه‌ خدا بخشنده‌ و آمرزندة‌ بندگان‌ است‌».

علامه‌ مطهري‌ در اين‌ باره‌ توضيحي‌ از علامه‌ طباطبايي‌(ره‌) مي‌آورد:

«خداوند جهل‌ به‌ امر دين‌ و هر ممنوعيّت‌ از اقامه‌ شعائر دين‌ را ظلم‌ شمرده‌ است‌و عفو الهي‌ شامل‌ آن‌ نمي‌شود امّا مستضعفيني‌ كه‌ قدرت‌ بر انتقال‌ و تغيير محيط‌ ندارنداستثناء شده‌اند. منشاء استضعاف‌ ممكن‌ است‌ عدم‌ امكان‌ تغيير محيط‌ باشد، ممكن‌است‌ از اين‌ جهت‌ باشد كه‌ ذهن‌ انسان‌ متوجه‌ حقيقت‌ نشده‌ باشد، به‌ اين‌ سبب‌ ازحقيقت‌ دور مانده‌ باشد».

سپس‌ مرحوم‌ مطهري‌ روايتي‌ آورده‌ كه‌ مردم‌ به‌ شش‌ دسته‌ تقسيم‌ شده‌اند كه‌ به‌سه‌ دسته‌ برمي‌گردد.

«فرقه‌ ايمان‌، فرقه‌ كفر، فرقه‌ گمراهي‌» و ... آن‌ شش‌ فرقه‌ عبارتند از:

مؤمنان‌، كافران‌، مستضعفان‌، مرجون‌ لامرالله‌، معترفان‌ به‌ گناه‌ كه‌ عمل‌ صالح‌ وناصالح‌ را مخلوط‌ كرده‌اند، اهل‌ اعراف‌.

بنابراين‌ پيروان‌ فرقه‌ اهل‌حق‌ّ را چنانچه‌ خواهيم‌ آورد با معيارهاي‌فوق‌ بايد سنجيد، نمي‌توان‌ همه‌ را كافر ناميد، چنانچه‌ همه‌ را بطور مطلق‌ نمي‌توان‌مسلمان‌ ناميد و هر گروهي‌ و صاحب‌ عقيده‌اي‌ از آنها حكمي‌ مخصوصي‌ به‌ خود دارد.


تعداد مشاهده :1894 | ارسال به دوست

  اولين نظر را شما بدهيد

اظهار نظر کنید
  • لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
  • درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
  • لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
  • فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
  • به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
نام :*
متن نظر :*



اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

Host By : IraniNic.com -IraniNic.com

 
< بعد

 
 
صفحه اصلی
تبلیغات در سایت
جستجو
لوگوهای حمایتی
درباره محاکمه
تماس با ما
بخش های اصلی
محاکمه وهابیت
نقد بهائیت
مدعیان مهدویت
نقد یهود
انجمن حجتیه
بررسی مسیحیت
شیطان پرستی
نقد فرقه قانونیان
نقد فرقه انصارالله
نقد صوفی گری
نقد زرتشت
نقد فرقه یزیدی
نقد فرقه اهل حق
نقد سایر فرقه ها
 
 
 

کدام قسمت از محاکمه را بیشتر می خوانید؟
 

 
 
 

 ارسال و دريافت اس ام اس از طريق اينترنت و تخفيف ويژه براي مراكز فرهنگي

 
 

 
 
 

Copyright 2000-2009 Mohakeme.com . All rights reserved.

online contact with site manager:

Powered by Iraninic.com . Copyright 2007-2009