|
اهل حق ها قديمي ترين رهبر نامدار خود را شاه خوشين مي نامند اما نمي دانند او کيست ؟
شاه خوشين يا هزار اسب؟
يكي از مؤلفان دربارة اهلحقّ مينويسد:
«مذهب اهلحقّ قبل از سلطان اسحاق آيين ياري ناميده ميشده. بنابه نامةسرانجام در آغاز دورة اسلامي نخستين كسي كه مسلك يارسان را به وجود آورد عمر وبن لهب ملقب به بهلول ماهي است كه در قرن دوم هجري از خانوادهاي كرد متولد شدهو آرامگاه وي در 16 كيلومتري اسلام آباد غرب و در بالاي كوهي بنام كول قرار دارد. نامچند تا از يارانش كه اهل لرستان بودهاند بابا نجوم لرستاني - بابا رجب كردستاني - باباحاتم لرستاني ميباشد.»
به تحقيق بهلولي كه يار امام صادق (u) بوده است با اين بهلول فرق دارد زيرا آنبهلول از خواص امام صادق (u) و فردي موحد بوده است و چنين تهمتي هيچ گاه بهاو نميچسبد و هيچ كتاب تاريخي چنين نسبت ناروايي به بهلول نداده است.
در صفحات قبل گفته شد كه بنيانگذار فرقة اهلحقّ محمّد بن نصير نميري و يانصير است نه بهلول احتمالاً كلمة بهلول لقب است مخصوصاً كلمة ماهي به احتمالزياد اشاره به «ماه كوفه» باشد كه شهر دينور باشد و بنظر ميرسد به يكي از سراننصيريّه ايراني در منطقة دينور لقب بهلول داده شده است زيرا فرد باسوادي بوده است.
در تاريخ نصيريه نام يك فرد نهاوندي بنام قواريري و فرد ديگر مييابيم احتمالاًيكي از اين دو نفر بنيانگذار فرقة اهل حق در غرب ايران بودهاند و به او لقب بهلولدادهاند، مخصوصاً كه نهاوند در روزگار گذشته تابع دينور بوده است چنانچه در زماناكراد برزيكاني يعني بني حسنويه (478 هـجري) نهاوند جزء قلمرو آنان بوده ومركزشان نيز دينور بوده است.
بابا سرهنگ
برخي از مولفان اهلحقّ بابا سرهنگ را فردي متولد سال 324 (ه . ق) در پيرامونكوه شاهو در دوازده فرسنگي سنندج ميشمارند. وي راه و روش بهلول را ادامه داده ونام چند نفر از يارانش عبارت است: رتاف - قلم - روم - خنكار - ...
اين شخص براي همة اهل نظر چه اهلحقّ و چه غير اهلحقّ فردي مجهولاست. اشعار مربوط به بابا سرهنگ در «دوره بابا سرهنگ» آوردهاند. بابا سرهنگ خودرا مظهر اللّه ميناميده است.
بعد از باباسرهنگ نام شاهخوشين را در منابع اهلحق مييابيم.
شاه خوشين كيست؟
منابع اهل حقّ شاه خوشين يا مبارك شاه لرستاني (467-406) را يكي از رهبرانمهم اهل حقّ قبل از سلطان اسحاق ميدانند. وي را داراي سپاهي معروف به هزارسوار و سپاه نهصد نهصد غلام ميشمارند.
سپاي شاه خوشين نامش هزارا هزار سوار آمايوشها و درز
سپاه شاه خوشين نامش هزار (هزار اسب) است هزار سوار آماده در شكاف كوههستند.
به نهصد نهصد غلام اين چنين شدند جمع برگرد آن شاه دين
شاه خوشين باعث گرفتاري در چند شهر شده است و شديداً (ياران وي را)دستگير ميكنند و نداي نماز نماز برپاست
شاه خوشين عقايد تناسخيه و وحدت وجودي داشته است.
شاه خوشين گفته است: قلعة كنگاور را ما خراب كرديم.
پيروان شاه خوشين تنبور زن بوده و در 32 سالگي اظهار مظهريت خدا در خودشكرده است وي ديداري با باباطاهر همداني داشته است و در سال 467 ه.ق دررودخانة گاماسياب در هرسين غرق شده است.
شاه خوشين شخصيت واقعي است يا خير؟
بيشتر، زندگي شاه خوشين (467-406 ه .ق) در دورة طغرل اول سلجوقي(455-429 ه. ق) و الب ارسلان (465-455 ه. ق) گذشته و همچنين معاصر با اكرادبرزيكاني (478-348 ه.ق) در غرب ايران و آل بويه (433-310 ه. ق) بوده است.
قاعدتاً با توجه به تولد شاه خوشين در سال (406 ه. ق) در زمان طغرل اول بايد23 ساله باشد. حال به گزارش تاريخ دقت كنيم: طغرل پس از سروسامان دادن نواحيشرقي و مركزي رو به غرب ايران آورد كه در اختيار آل بويه بود و بر بغداد نيز تسلطداشتند. مؤلفي مينويسد:
«هزار اسب (465-405 هـ.ق) متحّد سابق آل بويه اكثر اوقات رابطي بين طغرلبيك و بعضي حكام مستقل محلّي بود و در سال 448 ميانجيگري بين سلطان طغرل وقريش بن بدران كرد.»
از مقايسه بين كلمات هزار اسب در كامل ابن اثير و هزار سوار در كلام و دفاتر اهلحقها و سال تولّد و فوت آن دو «هزار اسب = (465-405)، شاه خوشين =(467-406)» ظن قوي بدست ميآيد كه، شاه خوشين همان هزار اسب امير كردمحلي (نيمه مستقل) است و ظاهراً جزء اتابكان لرستان بودهاند.
چيزي كه اين گمان را قريب به اطمينان ميرساند جملهاي در دفتر اهل حقّهاستكه در دورة شاه خوشين آمده است.
بابا فقي ما خدا نيستيم با خدائيم اصلمان خود است و خوره زاييم.
بنظر ميرسد كلمة خود در بيت دوم غلط است زيرا معنا ندارد كه اصل انسانخودش باشد پس آن را اصلاح مينماييم به:
اصلمان (خور = خورشيد) و (خوره زا = خورشيد زاده) است پس بايد گفت كهشاه خوشين يكي از پادشاهان (اتابكان لرستان) لرستان معروف به هزار اسبيان استچنانچه در صفحات بعدي به نقل از دايرة المعارف بزرگ اسلامي آمده است. همچنيندر تحقيقات خود اين مسئله برايم مطرح شد كه لر كوچك را بني خورشيد و ياخورشيديان و لر بزرگ را هزار اسبيان نيز ميناميدهاند و احتمالاً شاه خوشين اصالتاً ازاهالي لر كوچك بوده ولي در دستگاه سلجوقيان در منطقه لر بزرگ به كار گرفته شدهاست لذا سپاهش را هزار اسب مينامند. لذا وي اصل خود را خورشيد زاده ميداند.
گوناگون بودن اسم شاه خوشين و پدرش در منابع اهلحقّ ضرري به مطلبنميرساند زيرا مبارك شاه نيز ميتواند لقب باشد چنانچه نام امان اللّه (پدرش) دراشعار اهلحقّ ميتواند لقب پدرش باشد.
و بايد دانست كه حتّي كلمة هزار اسب نيز ميتواند لقب شاه خوشين باشدچنانچه قبلاً گذشت:
سپاه شاه خوشين نامش هزار اسب است هزار سوار در شكاف كوه آماده است.
يكي از اساتيد (در كتاب خود، فرمانروايان گمنام) اشتباهاً حسينبن مسعود كرديرا به جاي شاه خوشين گرفته و باعث اشتباه ديگران شدهاست. حسين بن مسعود درسال (405 ه. ق) با بدر بن حسنويه برزيكاني جنگ كرده است در حالي كه شاهخوشين يك سال بعد به دنيا ميآيد. ظاهراً منشاء توّهم ايشان كلمة خوشين مسعود درمجمل التواريخ و القصص است كه اشتباهاً در بالاي حُو سين ضمة را تبديل به نقطهكردهاند ولي اصل آن حُوسين مسعود است. تعداد مشاهده :1167 | ارسال به دوست
|
- لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
- درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
- لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
- فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
- به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
|
Host By : IraniNic.com -IraniNic.com |