|
عید نو صداي پاي عيد مي آيد و دل مومن برسر دو راهي آمدن عيد رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکليف است، از آمدن آن يک دل شاد باشد يا از رفتن اين يک محزون ؟ عيد فطر پاک ترين و عيدترين عيدهاست چرا که پاداش يک ماه عبادت و شست وشوي جان درنهر پاک رمضان است.
عيد فطر، عيد پايان يافتن رمضان نيست ، عيد برآمدن انساني نو از خاکسترهاي خويشتن خويش است، چونان ققنوس که ازخاکستر خويش دوباره متولد مي شود. رمضان کوره ايي است که هستي انسان را مي سوزاند و آدمي نوبا جاني تازه از آن سر بر مي آورد . فطر شادي و دست افشاني بر رفتن رمضان نيست ، بر آمدن روز نو، روزي نو و انساني نو است . بناست که رمضان با سحرها و افطارهايش ، با شبهاي قدر و مناجاتهايش از ما آدمي ديگر بسازد . اگر درعيد فطر درنيابيم که از نو متولد شده ايم، اگر تازگي را درروح خود احساس نکنيم، عيد فطرعيد ما نيست . از اينروست که در دعاي قنوت نماز عيد فطر مي خوانيم :
اسئلک بحق هذااليوم الذي جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلي الله عليه و اله ذخراً و مزيداً
"از تو خواهم به حق اين روز که آن را براي مسلمانان عيد قرار دادي وبراي محمد و آل او ذخيره و فزوني ساختي ."
درطي ماه مبارک رمضان ، در پنج بخش " مائده جان رسيد" به بررسي تصوير رمضان و روزه درآئينه شعرفارسي پرداختيم ، وديديم که رمضانيات برخي از شعرا ( مانند فرخي ومنوچهري و حتي حافظ) بيشتر درشب وروز عيد فطر دست داده است . براي آنکه اين مقال را به پايان بريم سزاست که به بررسي عيد فطر دراشعار خداوند رمضان ستايي نظري افکنيم .
دوستاني که سري مقالات "مائده جان رسيد" را پي گرفته باشند به خوبي مي دانند که لقب خداوند گار رمضان ستايي به حق برازنده مولانا جلال الدين محمد بلخي است . " مولانا برخلاف ديگر شاعران که رمضان را به سوگ مي نشستند ، آن را جشن مي گرفت واينک در عيد فطرهم به جشن مي نشيند اما نه از آنروي که روزه تمام شده است بل از آنروکه يک حيات جديد در جهاني جديد و جاني جديد آغاز شده است "1
از نظر گاه مولانا درطول ماه رمضان منِ حقيقي انسان که درسايه من هاي دروغين وي قرار گرفته بود ، مجال مي يابد که از سايه برون آمده و خويشتنِ انسان شود ؛ و با عيد فطر اين من برآمده که از مذبح من هاي دروغين ( من هايي که آلوده به نام و نان و شهوت اند. من هايي که نه سربرآسمان که دل درگرو زمين دارند ) باز مي گردد ، فرصت عروج مي يابد . در نظر گاه مولانا عيد فطر عيد عاشقي است که اسماعيلِ خويشتن را ابراهيم وار به مذبح برده است و در پاداش فطر و شادي آن را دريافت داشته است :
" عيد بر عاشقان مبارک باد عاشقان عيدتان مبارک باد
برتو اي ماه آسمان وزمين تا به هفت آسمان مبارک باد
عيد آمد به کف نشان وصال عاشقان اين نشان مبارک باد
روزه مگشاي جزبه قند لبش قند او دردهان مبارک باد
عيد آمد که اين سبکروحان رطلهاي گران مبارک باد "2
" عيد فطر درنگاه مولانا روز کمال است و وصال ، روز مشاهده و رويت ، ماه فائق آمدن برتضادها ... عيد فطر روز اجابت است و شگفتا ازشگفتي دريافتهاي مولوي دراين روز:
بگذشت مه روزه ، عيد آمد وعيد آمد بگذشت شب هجران معشوق پديد آمد
آن صبح چو صادق شد عذراي تو وامق شد معشوق توعاشق شد شيخ تو مريد آمد
شد جنگ ونظر آمد شد زهر و شکر آمد شد سنگ وگهر آمد شد قفل و کليد آمد
جان ازتن آلوده هم پاک به پاکي رفت هرچند چو خورشيدي برپاک و پليد آمد
ازلذت جام تو دل مانده به دام تو جان نيز چو واقف شد او نيز دويد آمد
بس توبه شايسته برسنگ تو بشکسته بس زاهد و بس عابد کو خرقه دريد آمد
باغ ازدي نامحرم سه ماه نمي زد دم بر بوي بهارتو ازغيب رسيد آمد" 3
شگفت که دراين ماه، سنگ درون به گوهر، زهرجان به شکرو قفل دل به کليد تبديل مي شود و مولانا درعيد فطر برتمام اين گشايش ها دست افشان و سپاس گويان است .
در غزلي مولانا رمضان را به " مريم " و عيد فطر را به " عيسي " تشبيه مي کند:
نوميد مشو جانا کاوميد پديد آمد اميد همه جان ما ازغيب رسيد آمد
نوميد مشو گرچه مريم بشد از دستت کان نور که عيسي را بر چرخ کشيد آمد...
اي شب به سحر برده در يارب و يارب ، تو آن يارب ويارب را رحمت به شنيد آمد
اي درد کهن گشته ! بخ بخ که شفا آمد وي قفل فرو بسته بگشا که کليد آمد
اي روزه گرفته تو ازمائده بالا روزه بگشا خوش خوش کان غره عيد آمد ... "4
" از هر طرف ديوان مولانا که مي روي جز حيرتت نمي افزايد وافزايش اين حيرت ره آوردي جز شوق وشور" لا يدرک ولا يوصف" چيزي نيست ." 5
انتخاب غزلي از مولانا بعنوان فصل الخطاب اين گفتار دشوار است که هرچه او درستايش رمضان و پي آمد آن عيد فطر دارد همه شور است و شيدايي ، مولانا در رمضانِ احياء کننده ، زنده شده و دست افشان و پا کوبان مي سرايد:
عيد آمد و عيد آمد وآن بخت سعيد آمد برگيرودهل مي زن کان ماه پديد آمد
عيد آمد اي مجنون، غلغل شنواز گردون کان معتمد سدره از عرش مجيد آمد
عيد آمد ره جويان ، رقصان وغزل گويان کان قيصر مه رويان زان " قصر مشيد"(6) آمد
صد معدن دانايي مجنون شد وسودايي کان خوبي و زيبايي بي مثل و نديد آمد
زان قدرت پيوستن ، داوود نبي مستش تا موم کند دستش ، گر سنگ وحديد آمد
عيد آمد و ما بي او عيديم بيا تا ما برعيد زنيم اين دم کان خوان و ثريد (7)آمد؟
زو زهر شکرگردد، زو ابرقمر گردد زو تازه وتر گردد هرجا که قديد(8) آمد
برخيز وبه ميدان رو ، درحلقه رندان رو رو جانب مهمان رو کز راه بعيد آمد
غمهاش همه شادي ، بندش همه آزادي يک دانه بد و دادي ، صد باغ مزيد آمد
من بنده آن شرقم ، در نعمت آن غرقم جز نعمت پاک او منحوس و پليد آمد
بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن رو صبرکن از گفتن چون صبر کليد آمد "9
1- اميري اسفندته . مرتضي . اين شرح شرحه شرحه ( تجلي و بررسي اجمالي رمضان در ادوارشعرپارسي ) انتشارات سفيرصبح 1378ص150
2- همان ص 150
3- همان ص 154
4- همان صص6و155
5- همان ص160
6- قصر مشيد : مشيد:برافراشته ،مرتفع. قصرمشيد اشاره به " بروج مشيده"(سوره نسا آيه 78)
7- قديد : گوشت کفانيده پاره کرده يا گوشت به درازا بريده خشک کرده . استعاره از هلال ماه شوال
8- ثريد : معرب تريد . تليت و تريت عاميانه : نوعي از طعام که پاره هاي نان را در شورباي گوشت تر کنند.
9- همان ص7و156
--------------------------------------
عید فطر؛ یعنى بازگشت به فطرت و سرشت.
بازگشت ازاین نظر كه آیا رابطه ما با فطرت پاك انسانى به طورصحیح برقراراست یا نه؟ آیا آن اعماق روح و فطرت پاكى كه خداوند به ما داده و براثرحجابهاى جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رویش نشسته، دركلاس ماه رمضان زنگارها زدوده شدهاند یا نه؟ كه اگر چنین است باید ابتداى نجات وآغاز پیروزى برطاغوت نفس را در نماز عید فطراعلام بدارند و جشن بگیرند. به عنوان این كه: آن چه را در ماه رمضان آموختهاند و در راه خودسازى و بهسازى به كار بردهاند ابراز بدارند، با كلمات و حركات، بلكه درقلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعارآمیخته با شعوروفریاد برون و درون كه: «الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر ولله الحمد والحمدلله على ما هدانا وله الشكرعلى ما اولانا؛ خدا بزرگتراز آن است كه توصیف گردد. آرى چنین است، معبودى جزخداى یكتا و بىهمتا نیست، وخدا بزرگترازآن است كه وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاك خدا دارد به خاطرآن كه ما را درراستاى پاكسازى و بهسازى هدایت كرده، و شكراو را كه جمعیت ما وامت ما را برترین جمعیت وامت قرار داده است.
--------------------------------------
فلسفه اعیاد اسلامی
چها رعید دراسلام به طوررسمى وجود دارد كه عبارتاند از: عید قربان، عید غدیر، عید جمعه و عید فطر. عید قربان جشن ایثار و فداكارى است، و مسلمان دراین رابطه به خویشتن بازمىگردد كه آیا به باطن و ماهیت چنین عیدى رسیده است یا نه. آن گونه كه ابراهیم خلیل(ع) قهرمان توحید رسید، و حسین بنعلىعلیهماالسلام آن را دركربلا تكمیل كرد. عید غدیر جشن ولایت و امامت است و انسان مسلمان با ژرفاندیشى به خویشتن مىنگرد كه آیا انتخاب او در مسئله بسیارمهم رهبرى، صحیح بوده است یا نه؟ كه دربینش اسلام ناب، مسئله بسیارعمیقى است، و از اركان زیربنایى نظام اسلام است، كه اگراو نباشد هیچ یك ازمفاهیم اسلام، ارزش واصالت خود را نمىتوانند نشان دهند. عید جمعه بازگشت به خویشتن است كه نقش اساسى درپیشبرد اهداف، و وصول به مقصود دارد، و به راستى كه برقرارى اتحاد و یك رنگى وهمدلى مسلمانان، وسیعترین و ژرف ترین بركات را براى آنها به ارمغان خواهد آورد.
ولى آیا مىدانید كه اگرعید فطرت و خودسازى نباشد، عیدهاى دیگرتكمیل نخواهد شد. اگرچنین عیدى درزندگى انسان تحقق یابد همه روز، روزعید است؛ چنان كه امیرمومنان على(ع) فرمود: «انما هوعید لمن قبل الله صیامه و شكر قیامه، وكل یوم لا یعصى الله فیه فهو عید؛(1)امروزتنها عید كسانى است كه روزه آنها درپیشگاه خدا پذیرفته شود، و عبادتهاى شبانه آنها مورد پذیرش خداوند شده باشد، و هر روزى كه گناه نكنى روزعید تو است.» حضرت على(ع) این سخن را ازسرچشمه وحى گرفته بود، چرا كه وقتى خطبه رسول خدا(ص) را درمسجد پیرامون فضایل ماه رمضان شنید، ازآن حضرت پرسید: «بهترین كاردرماه رمضان چیست؟» پیامبر(ص) پاسخ داد: «الورع عن محارم الله عزوجل؛ (2)ورع و پرهیزكارى ازآن چه خداوند حرام نموده است مىباشد؛ یعنى همان خودسازى و بازگشت به فطرت پاك توحیدى.»
پىنوشتها:
1- سید رضى، نهج البلاغه، حكمت428.
2- شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج1، ص295.
--------------------------------------
رويت هلال ماه رمضان ، رويت هلال شوال
موضوع رويت هلال ماه هاي رمضان و شوال در سال هاي اخير از مباحث مهم جامعه ما بوده است و از اهميت خاصي برخوردار است ، مقاله اي که ملاحظه مي فرماييد به اين موضوع به طور کلي مي پردازد و وضعيت رويت هلال ماه مبارک رمضان را مورد بررسي قرار مي دهد .
با نزديک شدن ماه مبارک رمضان راصدين مشتاقانه به ديدار اين هلال مي روند . رويت هلال اين ماه به خاطر جنبه هاي ديني و مذهبي آن دو چندان مي شود زيرا اين ماه به شهر الله معروف است و مسلمين ميهمان خداوند سبحان هستند وشبي در اين ماه قرار دارد که خير من الف شهر است يعني برتر از هزار ماه است .
تعيين ماه قمري مبتني بر رويت هلال است و ناظران در آغاز هر ماه مي کوشند تاهلال را رصد نمايند ولي ديدن هلال در اولين شب پس از خارج شدن از محاق کار دشواري است.
ماه شب اول به صورت هلال باريکي در غرب آسمان در نزديکي افق براي مدت کوتاهي نمايان مي شود و رويت پذيري آن به شرايط متعددي بستگي دارد .
اگر چه ماه تقريباٌ هر 5/29 روز يکبار به دور زمين گردش مي کند ولي به خاطر پيچيدگي هاي مدار آن تعيين دقيق زمان ظاهر شدن هلال بسيار مشکل است علاوه بر آن ممکن است وجودغبار ابر يا محدود بودن افق ناظرسبب شود تا راصدين نتوانند هلال را به آساني شکار کنند. بناء اسلام بر سال و ماه قمري است .
خداوند سبحان در آيه کريمه « ان عدة الشهور عندالله اثناعشر شهراٌ في کتاب الله يوم خلق السموات والارض منها اربعه حرم ذلک الدين القيم » تعداد ماه ها را 12 عدد معرفي نموده است و ترتيب آنها را منوط به خلقت و آفرينش دانسته و همگام با فطرت انساني دانسته است .
اهل شرع ماه هاي قمري را از رويت هلال تا رويت هلال ديگر محاسبه مي کنند .بيروني يکي از منجمين بر اين نظر است که امکان دارد دو ماه پيوسته تمام باشد و تا سه ماه پيوسته ناقص رويت شود ولي صاحب زيج بهادري پس از محاسبه اي دقيق مي نويسد : ممکن است چهار ماه متوالي هر ماه سي روز و سه ماه متوالي هر کدام بيست و نه روز واقع شود .
اهميت ماه هاي قمري به اين جهت است که بسياري از اعمال عبادي همچون روزه ، حج و ... با رويت هلال ارتباط تام دارد و لذا تاريخ هجري قمري نخستين تاريخي است که مورد استفاده دنياي اسلام ومسلمانان جهان قرارگرفته و در آن اعياد و سوگواري هاي مذهبي به کمال و تمام ياد شده است .
تاريخ هجري قمري که مبنايش هجرت پيغمبر اسلام صلي الله عليه و آله ازمکه به مدينه است با ماه محرم آغاز مي شود و با ماه ذي الحجه پايان مي پذيرد.
از هلال ماه ، منازل ماه و ... بارها سخن به ميان آورده و ذيل آيات اهدافي را دنبال نموده است .
در آيه 5 سوره يونس مي فرمايند :
« هوالذي جعل الشمس ضياء و القمر نوراٌ و قدره منازل لتعلموا عدد السنين و الحساب ما خلق الله ذلک الا بالحق »
« او کسي است که خورشيد را روشنايي و ماه را نور قرار داد و براي آن منزلگاه هايي مقدر کرد تا عدد سال ها و حساب کارها را بدانيد ، خداوند اين را جز به حق نيافريده است .»
معلوم مي شودکه از اشکال مختلف ماه در آسمان همچون هلال ، تربيع ، تثليث ، تسديس و بدر و سپس رو به نقصان گذاردن آن براي مردم بدون محاسبات نجومي و رجوع به اهل خبره امکان پذير است .
همچنين فرمود « يسئلونک عن الاهله قل هي مواقيت للناس والحج »
« اي پيامبر در باره هلال هاي ماه از تو سئوال مي کنند ، بگو آنها بيان اوقات براي نظام زندگي مردم و تعيين وقت حج است »
و همچنين فرمود :
« الشمس و القمر بحسبان »
« يعني خورشيد و ماه بر طبق حساب منظمي مي گردند »
و بر حرکت زمين گرد خورشيد و گردش نجومي ماه دور کره زمين تکيه مي نمايد و فرمود
« والقمر قدرناه منازل حتي عاد کالعرجون القديم »
که براي ماه منزل هايي را مقدر فرموده است .
اسباب اختلاف رويت
عوامل ذيل موجب اختلاف رويت مي شود:
الف ) اختلاف طول شهرها
هر شهري که طول آن نزديک تر به مبداء طول ( گرينويچ ) باشد در بسياري از اوقات رويت در آن بيش از مناطقي است که طول شرقي آنها زيادتر از مبداء مزبور باشد يعني در بلاد غربي تر امکان رويت بيش از بلاد شرقي است .
ب ) اختلاف عرض شهرها
دوري بعد معدل النهار از منظقه البروج و نزديک شدن به آن در کوتاهي و بلندي شب و روز تاثير دارد و بنابر اين اگر دو شهر در طول و عرض برابر باشند اما يکي در نيم کره جنوبي وديگري در نيم کره شمالي باشد امکان دارد هلال در شهر اول ديده نشود ودر شهر دوم رويت شود. از طرفي بعد ( عرض ) قمر از دايره بروج موثر است .
ج ) اوضاع فلکي
دور و نزديک بودن ماه به زمين در رويت موثر است لذا امکان رويت در حال حضيض بيش از حال دوري است .
همچنين بعد معدل ( بعد و فاصله غروب ماه پس از غروب خورشيد ) فاکتور مهمي است و لذا هر اندازه فاصله غروب ماه زيادتر باشد زمان مکث هلال فوق افق بيشتر است و بهتر مي توان رويت نمود .
عناصر ديگري مثل قرآن نيرين ( نزديکي ماه و خورشيد يا به عبارتي در يک راستا قرار گرفتن ماه و خورشيد ) و ارتفاع ماه و سن هلال مي تواند نقش تعيين کننده اي داشته باشد.
--------------------------------------
عيد سعيد فطر؛ روزپاداش
عيد فطر يكى از دوعيد بزرگ در سنت اسلامى است كه درباره آن، احاديث و روايات بی شمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن وآشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگرامتناع ورزيده اند، اكنون پس ازگذشت ماه رمضان درنخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مىطلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.
اميرالمؤمنين علىعليه السلام دريكى ازاعياد فطر خطبهاى خواندهاند و درآن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم دادهاند.
" خطب اميرالمومنين على بن ابى طالب عليه السلام يوم الفطر فقال: ايها الناس! ان يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون وهو اشبه بيوم قيامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم واذكروا بوقوفكم فى مصلاكم و وقوفكم بين يدى ربكم، واذكروا برجوعكم الى منازلكم، رجوعكم الى منازلكم فى الجنه.
عباد الله! ان ادنى ما للصائمين والصائمات ان يناديهم ملك فى آخر يوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستانفون."(1)
اى مردم! اين روز، روزى است كه نيكوكاران درآن پاداش مىگيرند و زيانكاران و تبهكاران درآن مايوس و نا اميد مىگردند واين شباهتى زياد به روزقيامتتان دارد، پس با خارج شدن ازمنازل و رهسپار جايگاه نمازعيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن درجايگاه نماز، به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را. و با بازگشت به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت برين. اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه دار داده مىشود اين است كه فرشتهاى درآخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مىدهد و مىگويد:
«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»
عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها برگزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا دراين روز نزد حضرت او گرد آيند و برخوان كرم او بنشينند وادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند واز خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيزآنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، برآورد و بيش ازآنچه چشم دارند به آنان ببخشند و ازمهربانى و بنده نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمىبرند.» (2)
روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خواندهاند كه دراين روز، امرامساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روزافطاركنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن، ابتداى خوردن و آشاميدن است و نيزگفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتى از نخوردن و نياشاميدن. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مىنامند و ازاين رو است كه پس ازاتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مىشود انسان افطار مىكند يعنى اجازه خوردن پس ازامساك از خوردن به او داده مىشود.
عيد فطر داراى اعمال وعباداتى است كه در روايات معصومين عليهم السلام به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيزآمده است.
از سخنان معصومين عليهم السلام چنين مستفاد مىشود كه روزعيد فطر، روزگرفتن مزد است. و لذا دراين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.
و در قنوت نماز عيد مىخوانيم:
«... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه وآله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد وآل محمد وان تدخلنى فى كل خيرادخلت فيه محمدا وآل محمد وان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه وعليهم اللهم انى اسالك خيرما سئلك عبادك الصالحون واعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون.»
بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مىخواهم كه برمحمد وآل محمد درود بفرستى و مرا درهرخيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را درآن وارد كردى و ازهر سوء و بدى خارج سازى كه محمد وآل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو براو وآنها، خداوندا، ازتو مىطلبم آنچه بندگان شايستهات ازتو خواستند و به تو پناه مىبرم از آنچه بندگان خالصت به تو پناه بردند.
در صحيفه سجاديه نيزدعايى ازامام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان واستقبال عيد سعيد فطر وارد شده است:
«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصيبتنا بشهرنا و بارك لنا فى يوم عيدنا و فطرنا و اجعله من خير يوم مرّ علينا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب واغفرلنا ما خفى من ذنوبنا وما علن ... اللهم انا نتوب اليك فى يوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنين عيدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرّ اضمرناه توبة من لا ينطوى على رجوع الى.»
پروردگارا! بر محمد وآل محمد درود فرست و مصيبت ما را دراين ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عيدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه برما گذشته است كه دراين روز بيشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا برما ببخشايى آنچه درپنهان وآشكارا گناه گردانيم ... خداوندا! دراين روزعيد فطرمان كه براى مؤمنان روزعيد و خوشحالى و براى مسلمانان روزاجتماع و گردهمائى قراردادى؛ ازهرگناهى كه مرتكب شدهايم وهر كار بدى كه كردهايم وهر نيت ناشايستهاى كه در ضميرمان نقش بسته است به سوى تو باز مىگرديم و توبه مىكنيم، توبهاى كه درآن بازگشت به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه درآن هرگز روى آوردن به معصيت نباشد. بارالها! اين عيد را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و دراين روز، ما را توفيق بازگشت به سويت و توبه ازگناهان عطا فرما.» (3)
پىنوشتها:
1- محمدى رى شهرى، ميزان الحكمة،ج 7،صص131 -132.
2- ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى، المراقبات فى اعمال السنه، تبريز، ص 167.
3- ماهنامه پاسداراسلام، شماره 101، ارديبهشت ماه 1369 صص 10- 11، 50 .
واستفاده ازکتاب رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور) صفحه 248
تعداد مشاهده :306 | ارسال به دوست
|
- لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
- درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
- لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
- فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
- به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
|
Host By : IraniNic.com -IraniNic.com |