شيخ ،قطب ،مرشد چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط آيت الله مكارم شيرازي   
15 دی 1388 ساعت 17:00
شيخ،قطب،مرشد - محاكمهشيخ و قطب و مرشد(1)
صوفيان معمولاً يك سلسله دستورات گوناگون به پيروان خود مي دهند كه در بسياري از موارد نه با موازين عقلي سازگار است و نه با موازين شرعي ، لذا براي اين كه پيروان خود را در مقابل اين دستورات تسليم كنند و آن دستورات براي آنها به تمام معني لازم الاجراء باشد ،مقامات فوق العاده بزرگ با اختيارات كاملاً وسيع براي سران خود قائل مي شوند.(2)


منطق صوفيان در اين باره چنين است « سالك الي الله » براي اين كه از گردنه هاي خطرناك سلوك به سلامتي بگذرد و در پنجه ي خطرات نفساني و وساوس شيطاني گرفتار نشود و از كشمكش و اضطراب خيال آسوده باشد ،بايد رهبر و راهنمايي براي خود انتخاب كند ،چون اين راه خطرناك است و قطع آن با همرهي رهروان اين راه ممكن نيست!
قطع اين مرحله بي همرهي خضر مكن                     ظلمات است بترس از خطر گمراهي!
گذرت بر ظلمات است بجو خضر رهي                       كه در اين مرحله بسيار بود گمراهي
صوفيان اين رهبر را «  قطب » مي نامند و معمولاً اين عنوان را به كسي مي دهند كه به عقيده آنها ،در سير و سلوك ،استغناي كامل پيدا كرده باشد و محتاج به راهنما و رهبر نيست ،اما اگر هنوز استغناي كامل پيدا نكرده است او را « شيخ مجاز » ‌كه اجازه هدايت « فقراء ‌الي الله »! را از قطب دريافت داشته ،يا « مرشد » مي نامند.

صوفيان معمولاً معتقدند كه همه چيز اعم از اعمال و گفتار (حتي ذكرهايي كه مي گويند!) بايد به اجازه ي شيخ و قطب و مرشد باشد و اذكار و اعمالي كه بدون اجازه او باشد چندان اثري در طي مقامات معنوي نخواهد داشت!(3)
اقطاب و شيوخ آنها هم درست مانند طبيبي كه آمپول ها و دارو هاي مختلف را به كميت و كيفيت معيني در زمان خاصي تجويز مي كند ،مي گويد: فلان ذكر را تا چهل روز هر روز اين مقدار و آن تعداد بگو و بعداً آن را ترك كن و فلان ذكر را ... ظاهراً خودشان هم از اين تشبيه ابايي نداشته باشند و خود را اطبا روحاني مي دانند.
ولي آيا ذكر خدا كه در هر حال و به هر صورت خوب است ،و در دستورات ائمه معصومين (عليهم السلام) و شخص پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آْله) همه ي مردم را (بدون استثناء) دعوت به يك سلسله اذكار مستحبي كه مشتمل بر ياد خدا و توجه به اسماء حسني و صفات ذات پاك اوست كرده اند ،‌چيزي است كه به بعضي از مزاجها مي سازد ، و به بعضي از مزاجها نمي سازد ؟‌
اگر راستي چنين است چرا در اخبار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه ي معصومين اثري از آن نيست ؟‌چرا آنها اين برنامه ها را نسبت به اصحاب و ياران خود عمل نكردند؟

حدود اختيارات اقطاب:
به هر حال اقطاب از نظر صوفيه اختيارات فوق العاده وسيعي دارند تا آنجا كه نويسنده ي « استوار نامه » كيوان قزويني ملقب به « منصور علي شاه » كه زماني خود از اقطاب صوفيه بوده است ، مي نويسد:
«حدود ادعاي قطب 10ماده است:
اول: آنكه من داراي همان باطن ولايت هستم كه خاتم الانبياء (صلي الله عليه و آله) داشت و به نيروي تأسيس احكام تصوف را نمود ؟ الي آن كه او مؤسس بود و من مروج و مدير و نگهبانم!
دوم: اينكه مي توانم عده اي را تكميل كنم به طوري كه روح قبايح را در تن آنها بميرانم يا از تن آنها بيرون كرده ،به تن ديگران (كفار) بيندازم!
سوم: آنكه من از قيود طبع و نفس آزادم .
چهارم: آنكه همه ي عبادات و معاملات مريدان بايد به اجازه ي من باشد!
پنجم: هر اسم را كه من به مريدان تلقين كنم و اجازه به دل يا زبان بگويم ، آن اسم خدا مي شود و بقيه از درجه اعتبار ساقط است!
ششم: آنكه معارف ديني و عقايد قلبي اگر با امضاي من باشد مطابق واقع است و الا عين خطاست! ‌
هفتم: آنكه من مفترض الطاعة و لازم الخدمة و لازم الحفظ هستم!
هشتم: من در عقايد خودم آزادم!
نهم: من هميشه حاضر و ناظر و احوال قلبي مريدم!
دهم: من تقسيم كننده بهشت و دوزخم! (4)

البته اين عقايد همه فرق صوفيه نيست، اما منظور اين است كه اجمالاً بدانيد چه اختيارات و مقاماتي براي اقطاب قائل هستند.
صوفيان حق چون و چرا در برابر دستوران مرشد و قطب ندارند و كوچكترين مقاومتي در برابر آنها ،در حقيقت «ارتداد»! محسوب مي شود و شايد عنوان «سر سپرده» نيز به همين مناسبت گفته مي شود ،يعني همه چيز خود را به يك بار در طبق اخلاص گذارده و در اختيار قطب و مرشد قرار مي دهند و سر به آستانش مي سپارند و مي گويند :
اگر مخلصي سر برين در بنه       كلاه خداوندي از سر بنه!

حتي اينكه بسياري از صوفيان معتقدند كه سالك بايد صورت مرشد خود را در همه حال در نظر داشته باشد و كمتر از او غفلت كند ،چنانكه حاج زين العابدين شيرواني كه از حاميان سر سخت اين طايفه است در كتاب خود «رياض السياحة» در صفحه ي 155 مي نويسد: «‌پس در اين حال سالك بايد در جميع احوال و افعال و اقوال ،‌از مراقبت صورت «مرشد» غافل نشود! و در هنگام ذكر و ورد و طاعت و خدمت از وجه شيخ خود غافل نگردد ،‌تا آن كه سالك را از كشمكش خيال و اضطراب باز دارد و در نتيجه خطرات نفساني و وساوس شيطاني نگذارد»! و بر اثر همين اختيارات عجيب كه براي خود قائل هستند ممكن است بعضي از دستورات شرع مقدس را براي عموم يا براي بعضي علناً نقض كنند، به طوري كه يكي از دوستان مورد اعتماد من[حضرت آيت الله مكارم شيرازي] نقل مي كرد كه يكي از فرقه هاي صوفيان قرائت نماز مغرب يا عشاء ‌را (ترديد از نويسنده) است رسماً آهسته مي خوانند ،‌وقتي تحقيق كردند گفتند: ‌فقيري در حالت توجه و جذبه ي معمولي بوده ، ديگري در كنار او به نماز مغرب و عشاء مشغول شده و قرائت را بلند خوانده ، فقير از آن حال خوش به در آمده ، مرشد را چون قضيه مسموع افتادي ، دستور دادي كه همگان نماز خود را آهسته خوانند ،نكند فقير ديگري را از حال خوشي باز دارند!

خلاصه اينكه:
در دستگاه صوفيان يك انضباط بسيار شديد ، شديدتر از انضباط هاي نظامي و حزبي حكومت مي كند ، با اين تفاوت كه در انضباط هاي حزبي (مانند انضباط شديد احزاب كمونيست) فقط اعمال و رفتار كنترل مي شود اما در اينجا عقائد و افكار هم به گمان اينكه نزد مرشد آشكار است كنترل مي گردد ،منتها گاه سران صوفيان خودشان آزادي هاي وسيعي به افراد مي دهند ،‌چنانكه در اوايل كتاب هم اشاره شد.(5)

 

 


پي نوشت ها:

1. سالك توبه كار بعد از توبه بايد پيرو و مطيع كسي شود كه او را رهبري نمايد و به اصطلاح صوفيه بايد مرشدي انتخاب كند . اين مرشد به اسامي مختلف ناميده مي شود از قبيل « پير » ، « ولي » ، « شيخ » ، « قطب » و « دليل راه » و شخصي است كه تجربه و علم كافي دارد و « خود به حق واصل شده » است.
2. رهبري در تصوف، براساس سلسله مراتب و « حرم قدرت » قرار گرفته است « قطب » يا پير طريقت ، برفراز قله ي اين حرم جاي دارد ،ديگران همه در مراحل پايين تر وي ،مقام گزيده اند . سالكان راه بايد از مراحل بسيار دشوار و پيچيده اي بگذرند تا به مرحله ي والاي قطب برسند قطب خود را محور نظام دنيا و آخرت دانسته! و مدعي شاهي و حكم فرمايي بر همه مي باشد! دكتر غني مي گويد: « براي اينكه اهميت مقام «ولي» و «پير» در تصوف روشن شود بهترين وسيله استشهاد از بزرگان صوفيه است از جمله مولاناي رومي در مثنوي كه يكي از بزرگترين شاهكارهاي آثار ادبي ايران و بلاشك جامع ترين و عالي ترين و دلپذير ترين آثار متصوفه اسلام است در موارد عديده «ولي» را به تعبيرات گوناگون وصف مي كند از جمله مي گويد:
قطب شير و صيد كردن كار او              باقيان اين خلق باقي خوار او
تا تواني در رضاي « قطب » كوش        تا قوي گردد كند در صيد جوش!
چون برنجد بينوا گردند خلق                 كز كف عقل است چندين رزق خلق!
زان كه جمله خلق باقي خوار اوست        اين نگه دار ،اردل تو صيد جوست!
او چو عقل و خلق چو اجزاي تن            بسته ي عقل است تدبير بدن
قطب آن باشد كه گرد خود تند               گردش افلاك گرد او زند!
مثنوي ، جلد 5 صفحه ي 502 (يعني مقامي فراتر از همه ي انبياء و اولياء!!)
3. صوفيها در مقام «پير» ، «قطب» ‌و «مرشد» غلو بسيار كنند و او را از نظر روحي متحد با «خدا» شمرده اعمال او را ،اعمال خدا مي دانند! و هر چه از او صادر شود بدون چون و چرا به جا و صواب مي شمارند. دكتر غني مي نويسد: « سالك چون ولي و مرشد خود را انتخاب كند و دست ارادت به او سپرد بايد چشم بسته مطيع او باشد و بدون چون و چرا اوامر او را واجب الاطاعة بشمرد به قول حافظ:
به مي سجاده رنگين كن گرت پير مقام گويد                 كه سالك بي خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
به اين معني كه ترديد و تأمل در اجراي اوامر مرشد و ولي و تصور خطا و اشتباه براي او كفر طريقت است! ( تاريخ تصوف ،صفحه ي 234 )
4. نقل از استوارنامه ، صفحات 95 تا 106 با تلخيص.
5. در حالات ملاي رومي نوشته اند: روزي شمس تبريزي از ملاي رومي شاهدي (پسيري) خواست مولانا «حرم» (عيال) خود را دست گرفت در ميان آورد ،و فرمود او خواهر جاني من است ،گفت: « نازنين پسري» مي خواهم! في الحال فرزند خود «سلطان ولد» را پيش آورد ،فرمود كه وي فرزند من است! حاليا اگر قدري «شراب» دست مي داد ذوقي مي كردم «مولانا» بيرون آمد و سبويي از محله «جهودان» پر كرده بر گردن خود بياورد! مولانا شمس الدين فرمود كه من قوت مطاوعت و سعت مشرب مولانا را امتحان مي كردم و از هر چه گويد زيادت است!! (جامي ،نفحات الانس ،صفحه 466 ) .
از اين داستان و امثال آن كه در كتاب هاي بزرگان صوفيه به فراواني مي توان يافت به ميزان تمكين و سر سپردگي مريد سالك در برابر پير و مراد «قطب» پي برد و تا كسي به اصطلاح زير خرقه نرود ،هفت شهر عشق را نپيمايد ،مراحل تصوف را طي نكند و تا در برابر «‌قطب» فروتني و تمكين ،تا مرحله تسليم و فناي خويش نجويد ،وي هرگز به برخورداري از امتيازات و ب‍ه مقامات تصوف نايل نخواهد آمد .


تعداد مشاهده :305 | ارسال به دوست

  اولين نظر را شما بدهيد

اظهار نظر کنید
  • لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
  • درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
  • لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
  • فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
  • به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
نام :*
متن نظر :*



اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

Host By : IraniNic.com -IraniNic.com

 
< بعد   قبل >

 
 
صفحه اصلی
تبلیغات در سایت
جستجو
لوگوهای حمایتی
درباره محاکمه
تماس با ما
بخش های اصلی
محاکمه وهابیت
نقد بهائیت
مدعیان مهدویت
نقد یهود
انجمن حجتیه
بررسی مسیحیت
شیطان پرستی
نقد فرقه قانونیان
نقد فرقه انصارالله
نقد صوفی گری
نقد زرتشت
نقد فرقه یزیدی
نقد فرقه اهل حق
نقد سایر فرقه ها
 
 
 

کدام قسمت از محاکمه را بیشتر می خوانید؟
 

 
 
 

 ارسال و دريافت اس ام اس از طريق اينترنت و تخفيف ويژه براي مراكز فرهنگي

 
 

 
 
 

Copyright 2000-2009 Mohakeme.com . All rights reserved.

online contact with site manager:

Powered by Iraninic.com . Copyright 2007-2009