آيا از طريق عرفانهاي غير ديني و غير اسلامي مانند عرفانهاي هندي، مسيحي و ... ميتوان به خدا رسيد؟
در پاسخ به اين مسئله بايد ديد در چه صورت يک مکتب عرفاني انسان را به خدا ميرساند، و به تعبير ديگر يک مکتب يا گرايش عرفاني بايد از چه ويژگيهايي برخوردار باشد تا رسانندهي انسان به سوي خدا و موجب تقرب آدمي به حضرت احديت شود. ۲ ۱
۳ . برنامه و روش عملي
بسياري از مذاهب عرفاني و صوفيانه از جهت برنامه و سلوک عملي دچار افراط و تفريطها و اشکالات قابل توجهي هستند. برخي از اين اشکالات عبارت است از:
(۱) درون گرايي افراطي و مغفول نهادن حوزههاي ارتباط خارجي انسان موجب شده است که برخي از مکاتب عرفاني مسئوليتهاي اجتماعي انسان را به باد فراموشي سپرده و تهي از نگرش مثبت به مناسبات انساني و اجتماعي و قدرت، سياست، آزادي، عدالت، رهبري و ... شوند و نتوانند بين اين امور و حيات معقول و حرکت انسان به سوي غايات متعالي رابطه برقرار سازند. اما در دين مبين اسلام عرفان منهاي مسئوليت، مساوي با عرفان منهاي دين و خدا است. از همين رو پيامبر اکرم(ص) فرمود: «من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم»؛ «کسي که سر از خواب بردارد و نسبت به امور مسلمانان اهتمام نورزد، مسلمان نيست.»
علامه جعفري در اين باره مينويسد: «ادعاي عرفان با بياعتنايي به انسانها، مساوي عرفان با بي اعتنايي به خداوند ذوالجلال است. زيرا عرفان و عشق به خدا با بياعتنايي به نهالهاي باغ او و بي توجهي به تجليگاه او ـ که همين انسانها هستند ـ مساوي با اعراض از خود خداست.» ] جعفري، محمدتقي، عرفان اسلامي، ص ۸۴، تهران: مؤسسه تدوين و نشر آثار علامه جعفري، چاپ سوم، ۱۳۷۸. [
(۲) رياضيتهاي دشوار، سختگيري و سرکوب نفس نيز يکي از اشکالات عرفانهاي مبتني بر فلسفههاي هندي، مانوي و کلبي يوناني است. ] جهت آگاهي بيشتر نگا: يادداشتهاي استاد مطهري، ج ۲، ص ۱۳۳ – ۱۳۶. [اين اشکال تا حدودي به آيين مسيحيت نيز سرايت کرده، تا آنجا که برخورداري از کاميابي و التذاذ جنسي ـ که يکي از نيازهاي اصيل آدمي است - مغاير با حيات معنوي و روحاني انگاشته شده و به تعبير ترور شانون Trevor Shannon] کشيش رسمي کليساي انگليس، روحاني منطقه ردبريچ، در اسکس، و مدير کليساي جامع ايلنورد (بريتانيا). [ در مسيحيت بر تجرد به مثابهي آرماني والا تأکيد ميشود. ] نگا: ورنرمنسکي و ...، اخلاق در شش دين جهان، ترجمهي محمدحسين وقار، ص ۳۴۴، تهران: اطلاعات، ۱۳۷۸، چاپ اول. [
اينگونه سختگيريها، سرکشي و طغيان نفس را در پي خواهد آورد. مولوي ـ عارف و انسان شناس برجستهي مسلمان ـ در اين باره ميگويد:
چون که نفس آشفتهتر گردد از آن که کني بندش به زنجير گران
در برابر اين روش، شيوه غرب جديد است که بيش از حد بر آزادي و کامروايي نفس تأکيد مي ورزد؛ اما در نظام تربيتي و سلوک اسلامي هر دو شيوه مردود انگاشته شده و روشي متعادل در برابر آن دو ارايه و توصيه شده است. ] جهت آگاهي بيشتر نگا: يادداشتهاي استاد مطهري، ج ۲ (الفبايي)، صص ۱۲۲ – ۱۳۰، قم: صدرا، چاپ سوم، ۱۳۸۳. [
(۳) شريعت گريزي؛ برخي از مذاهب و مکاتب عرفاني ـ عليرغم دارا بودن وابستگي ديني ـ عملاً راه خود را از مسير اصلي دين و شريعت الهي جدا ساخته و بر آن پشت پا زدهاند؛ در حالي که روح عرفان قرار دادن همهي ابعاد و ارکان وجودي خويش در صراط مستقيم الهي و عبوديت مطلق و خالص پروردگار همراه با عشق و معرفت است و اين مسئله تبعيت کامل و مستمر از شريعت الهي را طلب ميکند. ] برخي از محققان برآنند که علت اين امر شکلگيري مذاهب عرفاني در اديان پس از رحلت پيامبران و در غياب آنان بوده؛ و عرفان اسلامي اين امتياز را دارد که در زمان پيامبر(ص) و در حضور ايشان شکل گرفته و چهرههاي بارزي از آن در همان زمان درخشش يافتند. جهت آگاهي بيشتر نگا: فيض تبريزي، کريم، عرفان، بيجا، نشر شکوفه ياس، ۱۳۸۰. [به عنوان مثال در روش سلوکي بوديسم ] نگا: شايگان، داريوش، اديان و مکتبهاي فلسفي هند، صص ۱۲۰ – ۱۶۷، تهران: اميرکبير، چاپ چهارم، ۱۳۶۷.[ و گروه«اک» يا «اکنکار» ـ که کساني چون پال توئيچل، فيل موري متيسو، هارولدکلمپ و... مبلغ آن هستند ـ احکام عبادي اهميت خود را از دست داده و چندان وقعي به آنها نهاده نميشود. در عرفان مسيحي ـ برخلاف آموزههاي حضرت عيسي(ع) ـ احکام شريعت مورد طرد و نفي واقع شد. «پولس» ـ که دومين بنيانگذار مسيحيت نام گرفته است ـ . ] نگا: ناس، جان، تاريخ جامع اديان، ص ۶۱۳، ترجمه علي اصغر حکمت، تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ هفتم، ۱۳۷۳.[ با طرح اصل آزادي درون و حريت روح، به نفي شريعت پرداخت و بر آن شد که براي رسيدن به رستگاري پيروي از شريعت و قوانين ديني لازم نيست. ] همان، ص ۶۱۶. [او حتي عدالت را صرفاً در گرو محض ايمان دانست و هرگونه تأثير عمل در اين زمينه را منکر شد. در عهد جديد آمده است: «اما چون که يافتيم که هيچ کس از اِعمال شريعت عادل شمرده نميشود؛ بلکه به ايمان به عيسي مسيح؛ ما هم به مسيح عيسي ايمان آورديم تا از ايمان به مسيح ـ و نه از اعمال شريعت ـ عادل شمرده شويم؛ زيرا که از اعمال شريعت هيچ بشري عادل شمرده نخواهد شد.» ] عهد جديد، باب دوم، آيه ۱۶، انجمن بينالمللي گدريونز. [
در مقابل دين مبين اسلام ايمان بدون عمل را مساوي با نفي ايمان مي انگارد، چنان که پيامبر اکرم(ص) فرمودند: «الايمان معرفه بالقلب، و قول باللسان، و عمل بالارکان»؛ ] بحارالانوار، ج ۶۱، ص ۷۲، حديث ۲۶؛ ميزان الحکمه، ج ۱، ص ۳۶۰، حديث ۱۲۶۲ (مترجم) ويرايش سوم، قم، دارالحديث، چاپ اول، ۱۳۷۷. [«ايمان عبارت است از: شناخت در دل، گفتن به زبان و عمل به وسيلهاي اعضاو ارکان». و در جاي ديگر فرمود: «الايمان و العمل اخوان شريکان في قرن، لايقبل الله احدهما الاّ بصاحبه»؛ ] ميزان الحکمه، ج ۱، ص ۳۶۴. [ «ايمان و عمل دو برادر همبسته به يک رشتهاند؛ خداوند هيچ يک را بدون ديگري نميپذيرد.»
ثمرهي نگرش پيشين اباحيگري است و ثمرهي نگرش اسلامي تنظيم همهي کنشها و رفتارها در جهت صحيح و رساننده به سوي خدا؛ و تصفيهي ظاهر و باطن از هر آنچه رهزن راه خدا و باز دارنده از تعالي و تکامل انسان است.
امتيازات عرفان اسلامي
عرفان ناب و اصيل اسلامي از امتيازات متعددي برخوردار است؛ به طوري که مارتين لينگز آن را امري اصيل، جهان شمول و منحصر به فرد ميداند. ] نگا: لينگز، مارتين، عرفان اسلامي چيست؟، ترجمهي فروزان راسخي، تهران: سهرودي، چاپ اول، ۱۳۷۸.[ اکنون با توجه به آنچه گذشت به برخي از آنها اشاره ميشود.
(۱) جهتگيري دقيق، کامل و همه جانبه به سوي کمال مطلق و مبدأ و غايت هستي، يعني ذات پاک احديت.
(۲) ابتنا بر مباني نظري استوار، خردپذير و منطقي.
(۳) داراي برنامهي عملي جامع، معتدل، هماهنگ با فطرت بشر و نظام تکوين، داراي لطافت، ظرافت و دقتي بينظير.
(۴) خاستگاه الهي و اصالت ديني.
(۵) انگيزاننده و اميد بخش.
شرح و بسط مسايل فوق و ديگر امتيازات عرفان اسلامي مجالي فراخ ميطلبد. جهت آگاهي بيشتر به منابع زير مراجعه فرماييد.
الف) يادداشتهاي استاد مطهري، ج ۲ (الفبايي)، ص ۱۲۳، قم: صدرا، چاپ سوم، ۱۳۷۸.
ب) مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، ج ۲۲ و ۲۳، قم: صدرا.
پ) کاشفي، محمدرضا، عرفان و تصوف، قم: نشر معارف.
ت) نصري، عبدالله، تکاپوگر انديشهها (زندگي، آثار و انديشههاي استاد علامه محمدتقي جعفري)، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشهي اسلامي.
ث) جعفري، محمدتقي، عرفان اسلامي، تهران: مؤسسهي تدوين نشر آثار علامه جعفري.
ج) الهامي
انتخابي از منابع گوناگون